سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی

نمایشگاه عکس زیبایی های شاندیز به پایان رسید

نمایشگاه عکس زیبایی های شاندیز که به همت شهرداری وشورای اسلامی شهر شاندیز برگزارشده بود

به پایان رسید./

به گزارش خبرنگارسایت شاندیزما این نمایشگاه که باعنوان زیبای های شاندیز وبه مدت یک هفته توسط

 یکی ازعکاسان شهرشاندیزبه نام هادی افشارشاندیزوباهمت شهرداری وشورای اسلامی شهرشاندیز

برگزارشده بوددرمیان استقبال بی نظیر همشهریان و مسافران به اتما م رسید.

دراین نمایشگاه عکس هایی ازمناظرطبیعی وزیبای شهردیدنی شاندیزبه نمایش درآمده بود./

***                                                         ***                                        ***

وبلاگ شاندیز برای آقای هادی افشار شاندیزُ هنرمندعکاس شهر شاندیز و پدیدآورنده این آثار زیبا

 آرزوی توفیق دارد./

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

قهرماني نوجوانان شانديزي در مسابقات فوتسال

شانديز، بخشي زاده/ در مسابقاتي که با حضور ۵۴ تيم از محلات مختلف در سالن ثامن الائمه(ع) طرق برگزار شد، تيم فوتسال نوجوانان پديده شانديز پس از ۱۰ بازي بدون شکست قهرمان مسابقات شد. به گزارش خبرنگار ما در تيم نوجوانان پديده شانديز، فرهاد رسولي نسب، حسين عابديني، عليرضا احمدي، محمدرضا جودي، مرتضي توکلي، اميرمحمد شباني، مهدي فرخان ملکي، عليرضا حقيقي، مهدي عباس زاده، محمدرضا قاسم زاده، محمد هاديزاده توپ مي زدند. سرمربي: مهدي زامهران. مربي: احسان اسفندياري.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

این شرایط برای ژاپن نه به واسطه نشستن و به نفت و گاز و ثروت ملی خیره شدن و دل بستن و سهم خواستن، که با مطالعه و مطالعه و مطالعه و سختکوشی و سختکوشی و سختکوشی تحقق یافته و اگر این تلاش عمومی نبود، مردمان کشوری که به واسطه محدودیت جغرافیایی، از محدودیت دسترسی به مواد اولیه رنج می برند و سالیانه بیش از 600 میلیارد دلار واردات دارد، دیگر توان برپایی دوباره تمدن شان را نداشتند...
پس از انتشار گزارش «تابناک» پیرامون قیمت بالای کتب به عنوان انگیزه اصلی مردم برای کاهش گرایش به این محصول کلیدی، نقدی اساسی از سوی برخی منتقدان تیزبین به این موضوع وارد آمد و آن هم قیاس وضعیت ایران با دیگر کشورهای توسعه یافته و میزان مطالعه و خرید کتاب در این کشورها بود؛ موضوعی اساسی که نشان می‌دهد شاید بی انگیزگی مردم برای هزینه در حوزه کتاب، به مراتب پراهمیت تر از افزایش شدید قیمت کتب باشد.

به گزارش «تابناک»، تردید نداشته باشید که اگر نسبت متوسط سطح مطالعه عمومیِ «واقعی» در کشورهای مختلف با میزان توسعه یافتگی علمی و صنعتی این کشورها قیاس نمود، ارتباطی مستقیم را شاهد خواهیم بود، بدین معنا که هرچه میزان توسعه یافتگی علمی-پژوهشی و صنعتی یک کشور بالاتر باشد، سرانه مطالعه روزنامه ها و کتب در این کشورها بیشتر است و بارزترین مصداق در این زمینه ژاپن است؛ کشوری که کتب برای مردمانش یکی از «کالاهای ضروری» است و همان نوع رفتار مردمان ایران زمین برای تهیه کالاهای اساسی شان را ژاپنی‌ها در قبال کتاب انجام می‌دهند.

هنوز صف شیر شیشه‌ای را فراموش نکرده‌ایم که در بامداد و پیش از روشن شدن هوا یا در پاسی از شب، صف‌های طولانی برای خرید بطری‌های شیشه‌ای شیر مقابل مغازه ها برقرار می‌شد و شاید بتوان این رفتار را نه برای خوراک که برای یک محصول خواندنی در ژاپن تماشا کرد و اگر در آمریکا برای آیفن صف کشیده می‌شود، این اتفاق در ژاپن برای کتاب می‌افتد و در سرزمین آفتاب تابان امری غریب نیز محسوب نمی‌شود. یکی از مشهورترین این صف‌ها برای آخرین کتاب موراکامی رخ داده بود که به در نوع خود اتفاق منحصر به فردی محسوب می‌شد.


صف‌های مستمر خریداران کتاب «سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتی‌اش /Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage  色彩を持たない多崎つくると、彼の巡礼の年» که در سراسر ژاپن مقابل کتاب‌فروشی‌ها برقرار شده بود، باعث شد یک هفته کتاب فروشی‌ها تعطیل نکنند و به صورت شبانه روزی در حال فروش کتاب باشند تا بدین ترتیب «بونگیشونجو» یکی از بزرگترین ناشران ژاپنی اعلام کند که تیراژ این کتاب از یک میلیون نسخه عبور کرده و جالب اینکه چنین تیراژ با تک نسخه فروشی به دست آمده و حاصل اتفاقاتی نظیر خرید چند هزار نسخه‌ای کتاب توسط دستگاه های مختلف ژاپن نبوده است!

این اتفاق البته چندان تازگی نیز ندارد و «1Q84» دیگر اثر موراکامی که در آوریل 2010 منتشر شد نیز با اتفاق مشابهی همراه بود و کتاب فروشی ها برای فروشش به صورت شبانه روزی باز بودند و البته این موضوع درباره نویسنده ای که فروش کتاب «جنگل نروژی» اش تنها در ژاپن بیش از 10 میلیون نسخه بوده، اتفاق عجیبی نیست و ژاپنی ها ثابت کرده‌اند برای کتاب به اندازه خوراک، پوشاک و مسکن شان ارزش قائل هستند و از سر شکم سیری نیز در پی کتاب نیستند که اگر بودند، می‌توانستند به سادگی و به صورت آنلاین کتابها‌هایش را خریداری کنند.

آنها برای کتاب حرمت قائلند، کما اینکه برخی از فرزانگان و پیشینیان ما نیز برای کتاب حرکت قائل بودند و اینچنین است که وقتی یک ژاپنی نخستین نسخه از کتاب موراکامی را می‌خرد، با فلاش صدها دوربین مواجه می‌شود که رفتاری شبیه به قهرمان ها یا فاتحان یک قله مرتفع را با او داشته‌اند و کتاب خوانی چنین ارزش والایی در شرقی ترین سرزمین قاره دارد که وقتی نام ژاپنی این کتاب را جست و جو کنید، با سیل عظیمی از تصاویر مواجه می‌شوید که ژاپنی‌ها با این کتاب و دیگر کتب ثبت کرده‌اند و دقیقاً انگار با یار مهربانی عکس یادگاری گرفته ‌و به اشتراک گذاشته‌اند.
همین ماجرا در کشور خودمان نیز رخ می‌دهد و برخی کتب چهره های مطرحی همچون احمدرضا احمدی به دو هزار نسخه و بسیار از نویسندگان مطرح دیگر به 500 نسخه نیز نمی‌رسد، چه رسد به آنکه برای خرید یک جلد کتاب صفی برپا شود و یا در جلسه نقد و بررسی کتابی مهم، سیل جمعیت، امکان نفس کشیدن را دشوار کرده باشد! طبیعتاً چنین انتظاراتی در جامعه‌ای که کتاب به عنوان یک عنصر حیاتی به بهانه هایی همچون گرانی کاغذ وارداتی، خریده نمی‌شود حکم رویا را دارد و اگر چنین غلغله ای نیز برپا شود، نه برای خودِ کتاب برای دیدن و امضاء گرفتن و پز روشنفکری دادن عده ای تحت عنوان کتاب خوان است.

شاید برخی بگویند باید نسخه های الکترونیک کتب توسعه یابد و یا محصولات دیگر، کارکرد کتاب را در دنیای کنونی محدود کرده اند. آیا کتب الکترونیک و حتی کتابخوان های الکترونیک در ایران یک هزارم ژاپن توسعه یافته و یا آیا توسعه دیجیتال و سهولت و سرعت دسترسی به اطلاعات در ایرانی، دهم ژاپن شده است؟ پس چرا ژاپنی‌ها همچنان یک میلیون نسخه کتاب چاپی را ظرف یک هفته می‌خرند و نسخ الکترونیک نیز طبیعتاً فروش خود را دارند و چرا در مملکتی که نسخه الکترونیک بسیار محدود منتشر می‌شود و لاجرم به خرید نسخ چاچی هستیم، کتب با تیراژ یک دوهزارم ژاپن منتشر می‌شود؟!

پاسخ را شاید در فرهنگ‌ها (و نه تمدن و پیشینه و تاریخ و افتخارات) خودمان جست. مردمان ژاپنم 70 سال پیش و در پی جنگ جهانی و سپس بمباران اتمی کشورشان تقریباً با خاک یکسان شد، بخش اعظمی از قلمرو ژاپن از جمله کره جدا شد و این کشور به جزایری که مجموعاً کمتر از یک چهارم ایران وسعت دارند محدود شد و طبیعتاً اگر ایران هفتاد سال پیشین یک خرابه بدون ثروت ملی به نام نفت نیز بود و حتی در گوشه ای از این جهان و نه در منطقه ای سوق الجیشی قرار داشت، امروز می‌بایست به همت مردمانش همتراز ژاپن یا حداقل کره در حوزه علمی، صنعتی و اقتصادی باشد اما چنین نشد.

چرا مردم ایران مثل ژاپنی‌ها برای کتاب صف نمی‌کشند؟!+فیلمچرا مردم ایران مثل ژاپنی‌ها برای کتاب صف نمی‌کشند؟!+فیلم

امروز ژاپن با 127 میلیون جمعیت، سومین اقتصاد بزرگ جهان را از نظر تولبید ناخالص داخلی در اختیار دارد و با صادرات حدود 800 میلیارد دلار در هر سال، چهارمین صادرکننده بزرگ جهان است و امروز درآمد سرانه ژاپنی‌ها بیش از 33 هزار دلار و درآمد سرانه ما ایرانی ها حدود چهار هزار دلار گزارش شده که مقایسه این اعداد به خودی خود نشان می‌دهد فاصله دو کشور چقدر عمیق است و این قیاس‌ها وقتی که در حوزه‌های علمی و صنعتی پیش می‌آید، فاصله‌ای عجیب تر می‌شود و در برخی حوزه ها، کشورهایی همچون آمریکا نیز از ژاپن عقب می‌مانند.

این شرایط برای ژاپن نه به واسطه نشستن و به نفت و گاز و ثروت ملی خیره شدن و دل بستن و سهم خواستن، که با مطالعه و مطالعه و مطالعه و سختکوشی و سختکوشی و سختکوشی تحقق یافته و اگر این تلاش عمومی نبود، مردمان کشوری که به واسطه محدودیت جغرافیایی، از محدودیت دسترسی به مواد اولیه رنج می برند و سالیانه بیش از 600 میلیارد دلار واردات دارد، دیگر توان برپایی دوباره تمدن شان را نداشتند. ژاپنی‌ها بر روی مغزهایشان سرمایه گذاری کردند و استفاده شبانه روزی از «کالایی اساسی» تحت عنوان کتاب را لحظه‌ای فراموش نکردند تا امروز سرآمد توسعه یافتگی باشند. تردید نداشته باشید که ژاپنی ها امروز کتاب خوان نشده اند و آن زمان که درآمد سرانه شان بسیار اندک بود، کتاب خوان بودند و اساساً کتاب خوانی رابطه مستقیمی به سرانه بالای درآمدی ندارد که اگر داشت، کویتی و قطر و دیگر کشورهای ثروتمند در رتبه نخست کتاب خوانی قرار داشتند یا در هند، سرانه مطالعه بسیار اندک بود!

آیا روزی فراخواهد رسید که هر خیاط، نجار، کفاش، مکانیک و... حداقل همواره کتبی درباره حرفه اش روی میز کارش باشد و مطالعه برای دانشجوی مملکت مان به کتاب ارائه شده توسط استاد راهنما محدود نشود؟ آیا روزی فراخواهد رسید که کلان سرمایه داران کشور به طمع سود کلان حوزه کتاب، در عوض ساخت مسکن، در پی ساخت کتاب فروشی‌های زنجیره‌ای برآیند و آیا روزی فرا خواهد رسید که درهای کتاب فروشی برای فروش یک کتاب تازه نشر یافته، تنها یک ساعت - نه یک شبانه روز یا یک هفته - دیرتر بسته شود؟ آیا این خودخواهی است که چنین آرزویی را «رویای ایرانی» خواند؟

منبع: تابناک
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 

شهردار شاندیز ابقاء شد

شانديز، مهندس جواد رجب زاده شهردار منتخب شوراي سوم مجدداً شهردار شانديز شد. به گزارش خبرنگار ما، سرانجام شوراي چهارم شهر شانديز پس از برگزاري جلسات متعدد درباره انتخاب شهردار براي شهر گردشگري شانديز و بررسي گزينه هاي مختلف اعضاي اين شورا بر سر انتصاب شهردار بومي يا غيربومي در نهايت مهندس جواد رجب زاده، با رأي اعضاي شوراي اسلامي شهر شانديز دوباره بر مسند شهرداري اين شهر نشست.

رئيس شوراي شهر شانديز در اين باره به وبلاگ شاندیزگفت: اعضاي شورا به اين نتيجه رسيدند که فردي توانمند و قوي و ولايت مدار که بتواند شهر را به سمت توسعه و عمران هرچه بيشتر سوق دهد انتخاب کنند که مهندس رجب زاده با توجه به سابقه کاري گذشته مناسب تشخيص داده شد.«شفقتي» افزود: اميدواريم با همکاري متقابل شهرداري و شوراي شهر بتوانيم در توسعه اين شهر گردشگري بکوشيم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

ولادت امام رضا(ع)

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

 پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

 تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)

 نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

 زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

 یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

 اوضاع سیاسی:

 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1-      پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2-      پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

 سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

 حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

 این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

 ولایت عهدی:

باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

 جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که  شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

 "برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

 رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»

 اخلاق و منش امام:

خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

 یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7)

 شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)

 مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)

 یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)

 یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

 آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)

 امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

 یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)

 خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

 مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

 شهادت امام:

 در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

 تدفین امام:

به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان وبویژه خراسانیان ایرانیان است.

 پاورقی‌ها:

منتهی الآمال.

منتهی الآمال.

سوره مریم، آیه 30.

عیون اخبارالرضا، جلد 1، صفحه 21.

اعلام الوری، صفحه 314.

اعلام الوری، صفحه 315.

اصول کافی، جلد 6، صفحه 383.

عیون اخبارالرضا، جلد2، صفحه 174.

اصول کافیفحه 230.

اصول کافی، جلد 6، صفحه 298.

مناقب ابن شهر آشوب، جلد 4، صفحه 360.

اصول کافی، جلد 5، صفحه 288.

 

 
 پاورقی شماره 3
 
 

متن اصلی تصنیف

آمدم ای شاه ، پناهم  بده
خط امانی ز گناهم بده
ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان
دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که  من  نیستم
اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست
شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است
بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با  نظری ، یار و سپاهم  بده
در  شب  اول که  به  قبرم  نهند
نور  بدان شام  سیاهم  بده
ای که عطا بخش همه عالمی
جمله ی حاجات مرا هم بده

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

مسئولین چه می کنند؟!
 
 
«حیازدایی» دشمن با حمله لشکر ساپورت ها!
 
 
دخترکی با آرایشی غلیظ وموهایی افشان باساپورتی مشکی خودنمایی میکردچراکه بافونت نستعلیق سایز
 
 ۹۰و سفیدروی ران هاوساق پاها...
 
به گزارش وبلاگستان پایگاه خبری انصارحزب الله،‌ مهران موزون در وبلاگ شنود نوشت:البته این ازخاصیت های
 
جامعه ی آوانگاردومدپرست است که برای ذایقه سازی وهویت بخشی به پدیده های نو و گاهاناسازبا فضای
 
عمومی، اقدام به نامگذاری خاص بر روی آنها می کنند.


این تصاویر در فضای عمومی تهران براحتی قابل مشاهده است


اینکه چرا و چه کسی نام «جوراب شلواری» های سابق را «ساپورت» نهاده و اصلا این نام از خارج کشور همراه
 
با این جوراب شلواری های رنگ آمیری شده وارد شده یا خیر، موضوع بحث ما نیست.

داستان از این قرار است که اززمستان ۱۳۹۱ برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک
 
 اقدام به پوشیدن جوراب شلواری هایی نمودند که منظره ی بدن نمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب
 
می نمود.متاسفانه اقدامی در برخوردبا این پوشش(که عملا شلوار را از زیر مانتو حذف کرده بود)از سوی
 
هیچکدام از مبادی مسئول صورت نگرفت.

یکی ازتحلیل های محتمل نیز این بود که حساسیت فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری وبهانه جویی
 
دشمن برای شبطنت رسانه ای، دلیل جدی نگرفتن این آسیب اجتماعی می توانست باشد.

بهار ۱۳۹۲از راه رسیدوچشم مردم تهران منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شدکه زیر آن هیچ برتن صاحبش
 
 نبودجز جوراب شلواری های سابق (که حالا نام ساپورت به خودگرفته بودند)و آرام آرام با حرکتی خزشی این
 
 ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود می دیدندبلکه رنگ ها ونقوش بیشتری را براندام باربی های تهرانی
 
 تجربه می کردند.گاهی یک ساپورت «رنگ پا»بیننده رابه اشتباه می انداخت که نکندفقط یک پیراهن برتن فلان
 
 زن است ودیگر  هیچ!

به هر روی..

پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد۹۲ ، آمار ساپورتهایی که صاحبانشان مانتوها رانیز به کناری نهاده وپیراهنی
 
کِشی و چسبان را روی ساپورت ها برتن می کردند شیب تندی به خود گرفت.


حالا این روزها..

ساپورت های رنگارنگ در حال فتح خیابانهای تهران است.

اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده می شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ
 
ربط و شباهتی به مانتو ندارد و صرفا پیراهنی است که تا نیمی از نشیمنگاه امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش
 
 تمامی نیم تنه ی تحتانی بدن را برعهده ی ساپورت نازک و گاها رنگ بدن خویش گذاشته اند.

روز گذشته برای دیدن فیلم «هیس!..دختر ها فریاد نمیزنند» به سینما پردیس رفته بودم تایکی دیگر از فیلمهای
 
 سینمای مولف را ببینم.

انبوه زنان و دختران ساپورت پوشی که مردانشان با عضلات ستبر وبدنسازی شده (مردانی که حکماًبه اندازه
 
 ی جوجه خروس هم غیور نبودند)دیده میشد و در این میان دخترکی با آرایشی غلیظ و موهایی افشان با
 
ساپورتی مشکی خودنمایی می کرد چرا که با فونت نستعلیق سایز ۹۰ و سفید روی ران ها و ساق پاهای
 
 خویش(بر روی ساپورت) اشعاری مورب و حالت ابر و باد ادبیاتی نوشته شده بود.

هرچه کردم نتوانستم قید خواندن اشعار بزنم.

دقیق تر شدم.

نوشته بود : شوش..جوادیه...راه آهن..شوش..میدان راه آهن...ترمینال جنوب..

نمی دانستم بخندم یا عصبانی شوم.

طراحی ابلیس کار خودش را برای کسانی که نمی خواهند به ساپورتها چشم بدوزند کرده بود..

چشم ها کنجکاو خواندن اشعار می شوند.

بعید نیست درآینده ی نه چندان دورکه جدول متقاطع کلمات رابرروی برجستگی بدن زنان ودختران ایرانی در
 
فضاهای عمومی شاهد باشیم.

نگرانم..

نگران شهرستان هایی که قرار است مورد حمله ی ساپورت ها قرار گیرند.

پروژه ی «حیازدایی» دشمن همچنان ادامه دارد و ما همچنان در غار اصحاب کهف خوابیم.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

ورود روسپی‌های ترک به خط جهاد زنا
 
با فرار جهادگران زنا!ازسوریه درپی تشدیداوضاع امنیتی این کشور،فرماندهان شورشیان سوری ازروسپی‌های ترکیه برای این منظور استفاده می‌کنند.
 
به گزارش جهان به نقل از مشرق با تشدید بحران در سوریه و فرار زنان سوری منتسب به ارتش آزاد سوریه و برخی دیگر از زنان کشورهای خارجی و سعودی که به عنوان شبکه‌های جهاد نکاح در این کشور فعالیت می‌کردند، هیاهوی شدیدی بین شورشیان ایجاد شده و آنها از مقامات خود خواسته‌اند تا برای رفع شهوت جنسی آنها کاری کنند. در این میان عناصر جبهه النصره با اجرای فتوای ناصر العمر مفتی سعودی در جواز زنا با محارم مشکل خود را تا حدی بر طرف کرده‌اند، اما اوضاع عناصر ارتش آزاد سوریه همچنان نابسامان است.
 
بر اساس گزارش الخبر، بعد از اینکه سفر شورشیان سوری به خارج از این کشور برای مرخصی و تمتع جنسی منع شده، تعداد زیادی از این گروه‌ها و فرماندهان میدانی آنها اعتراض کرده و خواستار حل مشکلات جنسی شورشیان شده‌اند.

در همین راستا یکی از افسران ارتش آزاد به نام "أ.س." که ارتباط قوی با دستگاه جاسوسی ترکیه دارد، به این کشور سفر کرده و در یکی از شهرهای معروف آن نشستی را با مدیر یکی از شبکه های روسپی گری در کافه‌های ترکیه داشته است. این شبکه بیش از 150 روسپی در اختیار دارد.

 در این نشست دو طرف توافق کردند که برای مرحله اول 33 روسپی به مدت یک ماه به سوریه اعزام شوند و به صورت متناوب این زنان تغییر کنند، ‌البته نرخ فعالیت‌های جنسی این روسپی‌ها در سوریه بسیار بیشتر از ترکیه است تا آنها تشویق به حضور در این کشور شوند. قرار است برای هر فعالیت جنسی از این روسپی‌ها بین 200 تا 500 دلار هزینه شود، البته نیمی از این مبلغ به مدیر این مرکز تعلق خواهد گرفت.

 بر اساس این گزارش این افسران ارتش آزاد مبلغ 20 هزار دلار به عنوان پیش پرداخت به مدیر این مرکز داده و قرار است همین مقدار نیز بعد از مرحله یک ماهه اول پرداخت شود.

 بعد از این توافق افسر ارتش آزاد با عناصر جاسوسی ترکیه به توافق رسیده که این دختران را وارد سوریه کند، وی 5 هزار دلار نیز بابت این اقدام به سازمان جاسوسی ترکیه پرداخت کرده است و این دختران به این ترتیب وارد سوریه شده و بین فرماندهان گروه‌ها تقسیم شده‌اند.
 
منبع:جهان نیوز 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 


عکس   فرج من نزدیک است، دعا کنید...

افسوس که همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجدجمکران مى روند و نمى دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایى از آنها دارد که براى تعجیل فَرَج او دعا کنند!

 

فرج من نزدیک است، دعا کنید بَدا حاصل نشود

 

آیا نباید در فکر این باشیم که از کسى "حضرت اباصالح المهدى(عجّ)" که خداوند براى اصلاح جامعه قرار داده بخواهیم که بیاید؟! خود او در مسجد سهله، جمکران، در خواب و بیدارى در گوش افرادى از دوستانش بدون اینکه او را ببینند، فرموده است: "فرج من نزدیک است، دعاکنید." یا به نقلى فرموده: "فرجم نزدیک شده، دعا کنید بَدا تأخیر مقدّر نشود.حاصل نشود." (۱)

 

چرا به مسجد جمکران نمى آیى؟
عدّهاى از پاکان و نیکان با حضرت صاحب(عجّ) سؤال و جواب مى کنند و حاجت مى طلبند و جواب مى گیرند و در مسجد جمکران، صداى آن حضرت را مى شنوند!
آقایى را که در بیدارى دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمى آیى؟ (۲)

 

حضرت حجّت(عجّ) از ما التماس دعا دارد!
آقایى که زیاد به مسجد جمکران مى رود، مى گفت: آقا(حضرت غائب(عجّ) را در مسجد جمکران دیدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا کنند، و یک مرتبه از نظرم غائب شد، نه اینکه راه برود و کم کم از نظرم غائب شود!
همین آقا هفته ى قبل از آن هم، حضرت را در خواب دیده بود. ولى افسوس که همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجدجمکران مى روند و نمى دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایى از آنها دارد که براى تعجیل فَرَج او دعا کنند!

 

چنان که به آن آقا( شیخ ابراهیم حایرى ـ رحمه اللّه ـ در حال اعتکاف در مسجد کوفه) فرموده بود: اینها که به این جا آمده اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دین؛ ولى هیچ کس در فکر من نیست!
آرى، او هزار سال است که زندانى است، لذا هر کس که براى حاجتى به مکان مقدّسى مانند مسجد جمکران مى رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه ى فیض، یعنى فَرَج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.(۳)

 

حسین! مرا نشناختى؟!
پیرمردى قمى که آدم راستگویى بود، چهل سال قبل( البته حضرت استاد ـ رحمه الله ـ این داستان را بیش از پانزده سال پیش نقل فرموده اند.) براى ما نقل کرد که خیلى میل داشتم مسجد جمکران را سفید کنم. از آن جا که بسیار به این کار تمایل داشتم به حرم حضرت معصومه(س) رفتم و از آن حضرت خواستم از خدا بخواهد که من به این کار موفّق شوم. تا اینکه در خواب و یا بیدارى به من فرمودند:
به فلان تاجر یا کاسب مراجعه کن، به او مراجعت کردم، او هم موافقت کرد. همراه با چهار کارگر به آن جا رفتیم. در خواب به من فهمانده بودند که گچ و لوازم کار و ترتیبات مصالح را مهیّا مى کنند. و گفته بودند که سه روز و نصف کار دارد، و گچ را از فلان جا روزى ۱۵ مَن مى آورند و این که با آن گچ ها، مسجد و حجره ى خادم را نیز سفید کنید. تا این که پیرمردى را دیدم که محاسن سفید و پارچه ى سفیدى بر سر داشت. او

 

گفت:این جا سه روز و نصف کار دارد، از این باغ کنار مسجد هر روز ۱۵ من گچ مقابل مسجد مى ریزم، و مشغول کار مى شوید، و صبحانه و نهار شما هم با من باشد. گفتم: چه طور حساب مى کنید، کجا شما را پیدا کنیم؟ گفت یک جورى حساب مى کنیم، گفتم کجا شما را ببینم؟ گفت فلان جا در هر حال، آن مرد هر روز ۱۵ من از باغ کنار مسجد گچ مى آورد و مقابل مسجد مى ریخت و صبحانه و نهار هم مى آورد.

 

پس از پایان کار به رفقاى کارگر گفتم: این جا باشید، و رفتم با آن شخص تصفیه حساب کنم، ولى دیدم آن جا مسکونى نیست، به آبادى نزدیک جمکران رفتم و سراغ آن مرد را گرفتم و نیز گفتم: آیا کسى به این قیافه را در این جا مى شناسید؟ گفتند: چنین کسى این جا نیست. گفت: بیچاره شدم، کارگرها هم منتظر، از شدّت ناراحتى با صداى بلند گفتم: اى کسى که مرا سرگردان کردى، به حقّ فلان بیا حساب ما را تصفیه کن و ما را از سرگردانى نجات بده. صدایى را شنیدم ولى کسى را ندیدم که گفت: حسین، مرا نشناختى؟! مثل اینکه حضرت خضر(ع) بود، فهمیدم متعارف نیست با خود گفتم: اگر عمله ها گفتند چرا دیر کردى، جواب آن ها را چه بگویم؟ ولى وقتى به آن ها رسیدم دیدم مى گویند چه خوب زود آمدى! با این که هر هفته به جمکران مى رفتیم، گویا در آن مدّت خواب بودم و با آن چه قبلاً مى دیدم کاملاً متفاوت بود، زیرا در آن مدّت در کنار مسجد باغ بود و اطاقى مقابل مسجد که آن آقا گچ را در آن جا مى ریخت، در حالى که قبلاً پهلوى مسجد باغى نبود که از آن باغ گچ بیاید، و نیز هیچ اثرى از اطاق روبروى مسجد که گچ را در آن جا مى ریخت دیده نمى شد ولى در این میان سفید کارى شدن مسجد یقینى بود و خواب و خیال نبود، و واقعا مسجد سفید شده بود. حتى هفته بعد رفتم ببینم آیا راستى مسجد را گچ کارى کرده ام یا در خواب بوده، دیدم سفید شده و حتى حجره خادم هم سفید است .(۴)

 

نماز خواند، اما چه نمازى و با چه صداى دلنشینى!
آقایى که اهل علم بود مى گفت: بنده و یک شخص دیگر و یک پیرمرد شب جمعه ى گذشته (حضرت استاد ـ رحمه الله ـ این مطلب را در اواخر دهه شصت فرمودند) به مسجد جمکران رفتیم، ساعت دوازده شب بعد از خواندن نماز و توسّل و روضه خوانى سیّدالشهدا(ع)، رفیقمان براى رسیدن به خدمتش(خدمت حضرت ولى عصر(عجّ) خیلى اظهار اشتیاق کرد. سپس آقایى را دیدیم که آمد و دم محراب مسجد ۴ رکعت نماز خواند، اما چه نمازى و با چه صداى دلنشینى! من از یک طرف و آن رفیقمان از پشت سرش، صداى قرائتش را مى شنیدیم، تا اینکه آقا(عجّ) بعد از نماز بلند شد و به طرف درِ مسجد حرکت نمود، و من نتوانستم از هیبت او از جا بلند شوم؛ ولى رفیقمان تا دم درِ مسجد از پشت سرش رفت و آقا از مسجد خارج شد و من تا دمِ در ایشان را مى دیدم. سپس رفتم و از درِ مسجد به طرف راست و چپ نگاه کردم، دیدم غایب شده است و او را ندیدم. (۵)

 

پی نوشت ها:

 

۱_(در محضر بهجت جلد یک نکته ۱۵۸)

 

۲_(در محضر بهجت جلد۲، نکته ۱۲۴)

 

۳_(در محضر بهجت نکته ۱۷۶)

 

۴_(در محضر بهجت جلد سوم، نکته۲۹۷)

 

۵_(در محضر بهجت نکته ۳۷۵)

 


منبع : مرکز تنظیم و نشر آثار آیت الله بهجت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

مديرکل ارشاد خراسان رضوي مطرح کرد :

اعتبارات قطره چکاني و وضعيت مبهم ۱۳ مجتمع فرهنگي هنري‌در استان

ايجاد مجتمع هاي فرهنگي استاندارد در هر شهرستان در توسعه فرهنگي، انجام فعاليت هاي فرهنگي و هنري و دلگرمي اهل فرهنگ و هنر نقش بسزايي دارد. به خصوص اگر اين شهرستان ها، در نقاط محروم و مرزي و در خطر انواع آسيب هاي فرهنگي باشد، احداث اين مجتمع ها براي جذب جوانان بيش از پيش احساس مي شود. همين موضوع هم موجب شد که دولت نهم در سال ۸۶ کلنگ ساخت مجتمع هاي فرهنگي در حدود ۱۵ شهرستان را به زمين بزند و بر اساس برنامه زمان بندي، قرار شد اين پروژه ها در سال ۸۹ افتتاح شود. درگزارشي که پيش از اين منتشر شد مسئولان ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان هاي خراسان رضوي از اختصاص اعتبار قطره چکاني به اين پروژه ها و روند کند يا متوقف شدن ساخت اين پروژه ها گلايه کردند.در اين گزارش درباره تأخير در بهره برداري از اين پروژه ها، با مديرکل ارشاد اسلامي استان و يکي از معاونان وي گفت وگو کرده ايم.

در ارتقاي بخش به شهرستان از ضرورت ها غفلت شده است

سيدسعيد سرابي در پاسخ به سوالي درباره ضرورت وجود مجتمع هاي فرهنگي هنري در شهرستان ها به خصوص شهرهاي محروم و مرزي مي گويد: ايجاد اين مجتمع ها در شهرستان ها يک ضرورت فرهنگي است البته هنگامي که در تقسيمات کشوري مي خواهيم بخش را به شهرستان ارتقا دهيم بايد ايجاد زيرساخت هاي حداقلي را در آن بخش در نظر بگيريم. پس از ايجاد اين زيرساخت ها که مجتمع هاي فرهنگي نيز از اين قبيل زيرساخت هاست بايد بخش به شهرستان ارتقا يابد. وي ايجاد مجتمع هاي فرهنگي را باعث توسعه فعاليت هاي فرهنگي و سامان دهي امور انجمن هاي فرهنگي و هنري برشمرد به خصوص که در شهرستان ها ظرفيت هاي فرهنگي و هنري خوبي وجود دارد اما متأسفانه از خيلي از شهرستان ها از ايجاد اين مجموعه هاي فرهنگي غفلت شده است و ابتدا بخش به شهرستان تبديل و سپس ضرورت هاي شهرستان بررسي مي شود.وي يادآور مي شود: وقتي در يک بخش جمعيت ۲۰ هزار نفري وجود دارد نمي توان در خصوص ايجاد حداقل امکانات فرهنگي و هنري آن بخش بي تفاوت بود و بخش ها و شهرها را هر چقدر هم که محروم و مرزي باشند، از وجود اين امکانات محروم کرد حتي اگر بخش به شهرستان تبديل نشده باشد.

اهتمام دولت نهم و دهم به تکميل پروژه هاي ناتمام

مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان درباره پروژه هاي ناتمام مجتمع هاي فرهنگي هنري که از سال ۸۶ عمليات اجرايي آن آغاز شده است، مي گويد: دولت نهم و دهم نسبت به تکميل پروژه هاي ناتمام اهتمام جدي داشت و به همين دليل اعتبارات خوبي به اين پروژه ها اختصاص يافت و برخي از اين پروژه ها طي سال هاي ۸۳ تا ۸۷ افتتاح شد که افتتاح مجتمع فرهنگي خواف از آن جمله است.وي مي افزايد: بر اساس تقسيمات کشوري حدود ۱۰ بخش به شهرستان ارتقا يافت. هم چنين به اين دليل که ساخت مجتمع هاي فرهنگي يک ضرورت محسوب مي شد کلنگ تعداد زيادي از اين مجتمع ها به زمين زده شد که البته اين اتفاق في نفسه بسيار خوب بود. در يکي، ۲ سال اول نيز اعتبارات خوبي به اين موضوع اختصاص يافت اما در سال هاي ۹۰، ۹۱ و ۹۲ وضعيت اعتبارات عمراني بسيار نامطلوب بوده است و کمبود اعتبار به عنوان يکي از دلايل عمده تأخير در بهره برداري از اين پروژه ها مطرح شده است.

يک تصميم و ايجاد ۲ مشکل

آن طور که سرابي مي گويد يکي ديگر از تصميمات استانداري درباره اين مجتمع ها باعث کند شدن روند احداث اين مجتمع ها شده است. وي در اين باره اين چنين توضيح مي دهد: از سال ۸۹ معاونت عمراني، پروژه هاي ساخت و احداث مجتمع هاي فرهنگي و هنري را از وظايف اداره کل مسکن و شهرسازي استان اعلام کرد و با تصويب اين موضوع، اداره کل ارشاد را به عنوان بهره بردار دانست که اين موضوع باعث ايجاد ۲ مشکل در پروژه هاي فرهنگي و هنري شد. وي مشکل اول را اولويت بندي پروژه هاي عمراني از نظر اداره کل مسکن و شهرسازي بيان مي کند و مي گويد: از نظر اين اداره کل پروژه هاي ساخت مدرسه، راه و مسکن مهر و احداث مجتمع هاي فرهنگي اولويت خاصي دارد و اعتبارات نيز به همين پروژه هاي داراي اولويت اختصاص يافت يا اعتبارات ناچيزي براي ساخت مجتمع هاي فرهنگي در نظر گرفته شد. اعتباراتي که در حد نگهداري و حفظ ساختمان هاي نيمه کاره مجتمع هاي فرهنگي بود.وي به پروژه ناتمام مجتمع فرهنگي و هنري تربت حيدريه اشاره مي کند و مي گويد: همين پروژه بزرگ ۱۲ هزار مترمربعي براي اين که پس از ۳ سال افتتاح شود به ۱۰ ميليارد ريال اعتبار نياز دارد در حالي که اداره کل راه و شهرسازي به اين پروژه يک ميليارد و ۵۰۰ ميليون تومان اعتبار اختصاص داده است و اداره کل راه و شهرسازي اين پروژه را داراي اولويت نمي داند.

۶ شهرستان و ۲۵ مجتمع فرهنگي و هنري

اکبري مي گويد:به جزباخرز، تحت جلگه، جغتاي، جوين، چناران، خوشاب، زاوه، طرقبه - شانديز،کلات ومه ولات ۱۶ شهرستان ديگر استان مجتمع فرهنگي هنري دارد.وي مي افزايد: ۱۳ مجتمع فرهنگي هنري ديگر نيز در دست احداث است.وي درباره هدفگذاري برنامه ۵ ساله استان براي مجتمع هاي فرهنگي هنري مي گويد: بر اساس برنامه بايد همه شهرستان ها مجتمع فرهنگي هنري داشته باشند و منابع استان بايد به طور خاص به پروژه هاي فرهنگي و هنري که خواسته مردم، مسئولان و اهل هنر است، اختصاص يابد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

محمد باقر قالیباف شهردار تهران ماند

با رای اعضای شورای اسلامی شهر تهران دکتر محمد باقر قالیباف به عنوان شهردار تهران انتخاب شد.

به گزارش پرتال داخلی شهرداری تهران، در جلسه امروز  شورای اسلامی شهر تهران که به صورت غیر علنی برگزار شد، دکتر محمد باقر قالیباف با کسب 16 رای در مقابل 14 رای محسن هاشمی بار دیگر سکان هدایت پایتخت جمهوری اسلامی ایران را در دست گرفت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 
سردارشهید محمودکاوه،سرداربزرگ خراسان در دفاع مقدس 
 
 
اوایل جنگ تحمیلی منطقه کردستان در تصرف گروهکهای ضدانقلاب بود ولی جوان 25 ساله مشهدی توانست بسیاری از این مناطق را از دست گروهکها آزاد کند تا آنجا که گروههای ضدانقلاب برای مرده یا زنده اعجوبه جنگهای چریکی (شهید محمود کاوه) جایزه تعیین کرده بودند.
به گزارش خبرنگار مهر، روایتها و داستانهای زیادی از زندگی شهدا و ایثارگران منتشر شده ولی واقعا برخی شهدا هنوز هم ناشناخته مانده اند و نسل امروز اطلاعات چندانی از این قهرمانان وطن ندارند. یکی از این شهدا شهید محمود کاوه است. شاید بهتر باشد روایت زندگی محمود کاوه را اینگونه آغاز کنیم. به قول معروف محمود بچه بازاری بود و بخشی از دوران کودکی اش را در کنار پدر در بازار مشهد گذراند. البته پدر محمود در دوران طاغوت برای مبارزات علیه رژیم شاه با چهره هایی مانند شهید هاشمی نژاد و حضرت آیت الله خامنه ای ارتباطات نزدیکی داشت و گاهی هم پسرش را با خودش به محفلهای سیاسی می برد.

از دبیرستان و حوزه علمیه تا گذراندن دوره های چریکی

این رفت و آمدها ادامه داشت تا اینکه محمود پا به دبیرستان گذاشت و همزمان در حوزه علمیه و پای منبر درس آیت الله خامنه ای دروس حوزوی را فرا گرفت. مبارزات محمود کاوه در دوران دبیرستان و حضور در راهپیماییها وی را یکی از عناصر فعال انقلابی معرفی کرد تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مشهد شد. علاقه محمود به جنگهای نامنظم موجب شد تا دوره های سخت چریکی و تکاوری را بگذراند و تخصص این شهید موجب شد تا به دلیل شایستگی که دارد به عنوان مامور حفاظت از بیت رهبری (حضرت امام خمینی ره) از مشهد به تهران منتقل شود.

پس از آغاز جنگ تحمیلی محمود کاوه خود را به نیروهای خراسان رساند و به عنوان مربی در یکی از پادگانها مشغول به خدمت شد. شور و اشتیاق محمود برای حضور در خط مقدم موجب شد تا فرماندهان وی را به منطقه آشوب زده کردستان منتقل کنند که نخستین ماموریت شهید کاوه در این منطقه آزادی بوکان بود. تواناییها و پشتکار محمود موجب شد تا پس از مدتی به عنوان فرمانده سپاه سقز منصوب شود.

شهید کاوه که همیشه عملیاتها و اقداماتش موجب تحیر فرماندهان بود توانست با کمترین نیروی عملیاتی منطقه اشغال شده بسطام را در مدت 24 ساعت از دست عناصر ضد انقلاب آزاد کند.

این اقدام شهید کاوه و تیم عملیاتی اش موجب شد تا گروهکهای ضد انقلاب مستقر در مرزهای ایران برای زنده و یا مرده محمود جایزه بزرگی تعیین کنند. ولی کاوه آرام ننشست و به عنوان فرمانده عملیات تیپ شهدا به فرماندهی شهید ناصر کاظمی به قلب دشمن یورش برد. آوازه حضور محمود کاوه در نوک پیکان تیپ شهدا وحشت در دل منافقان به وجود آورد تا جائیکه این تیپ توانست سد بوکان، صائین دژ، کیله، آشنوزنگ و محور استراتژیک پیرانشهر به سردشت را آزاد کنند.

فرمانده تیپ شهدا/ شهادت در قله 2519

در این عملیاتها فرمانده تیپ به شهادت رسید و در خردادماه سال 62 محمود کاوه به عنوان فرمانده تیپ شهدا منصوب شد. اولین ماموریت تیپ پس از فرماندهی شهید کاوه انجام عملیات برون مرزی والفجر 2 در منطقه حاج عمران بود که همزمانی آن با عملیات والفجر 4 موجب شد تا بخش زیادی از مناطق کردستان و سردشت از وجود ضد انقلاب پاکسازی شود. تا اینکه در تاریخ 11 شهریورماه سال 65 کاوه در جریان عملیات کربلای 2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به شهادت رسید.

تعداد مسئولیتها در دوران انقلاب و دفاع مقدس:

•مربی آموزش نظامی
•مسئول محافظین بیت امام
•مربی آموزش نظامی
•مسئول عملیات سقز
•مسئول عملیات تیپ ویژه شهدا
•فرمانده تیپ ویژه شهدا
•فرمانده لشکر ویژه شهدا
تعداد مجروحیتها:

•اصابت گلوله به ناحیه شکم اسفند ماه ۱۳۶۱ پاکسازی روستای محمد شاه از توابع مهاباد
•اصابت گلوله به ناحیه شانه چپ مرداد ماه ۱۳۶۳ پاکسازی منطقه عمومی دارلک از توابع مهاباد
•اصابت ترکش به ناحیه دست راست وسر بهمن ماه ۱۳۶۳ منطقه عملیاتی بدر
•اصابت ترکش به صورت اسفند ماه ۱۳۶۴ منطقه عملیاتی والفجر
•اصابت ۱۲ ترکش نارنجک به ناحیه سر اردیبهشت ۱۳۶۵ منطقه عمومی حاج عمران عراق موسوم به تک حاج عمران
 
روایت همسر شهید از خواستگاری تا سه سال زندگی با محمود کاوه

همسر شهید محمود کاوه می گوید: آقا محمود را از دو سال قبل از خواستگاری می‌شناختم. چون مددکار سپاه بودم و برای سرکشی به خانواده‌های رزمنده و شهدا می‌رفتم به منزل کاوه هم سر می‌زدم. مادرش گله می‌کرد که محمود نه تلفن می‌زند و نه مرخصی می‌آید. همین رفت و آمدها و به خصوص خواهر بزرگش که مدتی همکار ما بود زمینه‌ای برای آشنایی بیشتر خانواده آن‌ها شد و بالاخره به خواستگاری آمدند. زمان خواستگاری من خجالت می کشیدم و به گلهای قالی خیره شده بودم. بین ما سکوت بود تا اینکه آقا محمود گفت: می‌خواهم دینم کامل شود و قصد من این است ازدواج کنم تا شهید بشوم. البته همیشه آرزویم این بود که با یک سید ازدواج کنم. شاکی بودم از این که محمود سید نبود و من عروس حضرت فاطمه (س) نشده بودم. آن روز گذشت و من شبش فکر کردم که فردا برای خرید و مراسم عقد چه کنم که روز بعد فهمیدم آقا محمود همان شب به کردستان رفته تا هشت ماه از او خبری نشد.
 
خطبه عقد را امام (ره) خواندند
 
خطبه عقد را امام برایمان خواند. آقای آشتیانی رفت نزدیک امام و گفت: دامادمان آقای کاوه ست. محمود کاوه. می شناسیدشان که؟ امام نگاهش کرد و لبخند زد، سرش را گرفت طرف آسمان، چیزی زیر لب زمزمه کرد که به دعا می‌مانست. یک قرآن با خودمان برده بودیم امام امضایش کرد. هنوز یادگار نگهش داشته‌ام.
 
در طول سه سال زندگی تنها 100 روز در کنار هم بودیم
 
همسر شهید کاوه می گوید: در طول سه سالی که با هم بودیم شاید صد روز در کنار هم نبودیم تازه برای هر روز فقط یک تا دو ساعت در خانه بود که اتاق را هم مقر فرماندهی کرده بود. به منطقه تلفن می‌زد یا نیرو جمع می‌کرد، متن سخنرانی را آماده می‌کرد و یا دوستانش را می‌دید حتی موقع خواب هم آرامش نداشت.
 

 زهرا کاوه" فرزند شهید از تصویرش با لباس سپاه می گوید
 
زهرا کاوه، دانشجوی فوق لیسانس رشته حسابداری، متأهل و دارای 2 فرزند است. در مورد پدرش می گوید: پدر را از طریق مادر، عمه‌ها و پدربزرگ شناختم. جالب‌ترین بخش زندگی پدر برای من سن پدر است. اینکه در این سن کم، کسی بتواند  تا این  اندازه پیشرفت‌ کند. من خودم 28 سال سن دارم و هنوز در ابتدای راه هستم. ولی شهید کاوه در 25 سالگی، مدارج بالایی را طی کرده بود. در مورد عکسی که در کودکی با لباس سپاه از او گرفته شده می گوید: این لباس را مادرم به من پوشانده بود. خود مادرم سپاهی و نظامی است و علاقه خاصی به نظام مقدس سپاه دارد. برای همین هم یکی از لباسهای پدرم را به خیاطی دادند تا برایم کوچک کند و ایشان به تنم پوشاندند. ای کاش آن زمان دوربینها زندگی پدرم را به تصویر می کشیدند.  


 
دهم شهريورماه سالروز شهادت سردار بزرگ سپاه اسلام، شهید محمود كاوه است.

 به اين مناسبت مروري می کنیم برزندگي،فعاليت‌ها وچگونگی شهادت شهيد كاوه، به این امیدکه رهرو راهش
 
 باشم و یاریگر ما در روز جزا باشد.

تولد و كودكي

سال ‌١٣٤٠ هجري شمسي در مشهد مقدس متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار مي‌آمد، در دوران ستمشاهي و اختناق، با علما و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، شهيد هاشمي‌نژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت. وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قائل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت مي‌برد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسان‌ساز اسلام آشنا مي‌كرد.


 

كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان، تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد.

با شروع جريانات انقلاب، او كه جواني بانشاط، فعال و مذهبي بود با شركت در محافل مساجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبي(ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود، از هدايتها و تعاليم حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بهره‌هاي فراواني برد و ره‌توشه‌هاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانش‌آموزان منتقل كرد. او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته مي‌شد. با علاقه وافر، به پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني(ره) مي‌پرداخت و فعالانه در راهپيمايي‌ها و درگيري‌هاي زمان انقلاب شركت داشت.



فعاليت‌هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي، كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره آموزش شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت. پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني(ره) در يك ماموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد و با شروع جنگ تحميلي، به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهه‌هاي جنوب اعزام شد. مدتي بعد به علت نياز شديدي كه پادگان به مربي داشت او را براي آماده‌سازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواندند.

كاوه در كردستان

علي‌رغم اينكه براي آموزش نيروها اهميت بالايي قائل بود و مسوول مستقيم او زياد تمايل نداشت وي را (كه از مربيان دلسوز و قوي محسوب مي‌شد) به جبهه اعزام كند، اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتي بود تا رودرروي دشمن قرار گيرد و در صحنه‌هاي كارزار انقلاب و ارزش‌هاي آن عملاً دفاع كند. بنابراين در اولين فرصت با جلب رضايت فرمانده پادگان به ديار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهك‌ها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود)، عزيمت كرد.



او كه به همراه تعدادي از برادران پاسدار جهت آزادسازي شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دليل لياقت‌ها و مهارت‌هايي كه داشت، در همان ابتدا به عنوان فرمانده يك گروه دوازده نفره انتخاب شد.

كاوه در اين منطقه براي مبارزه با ضدانقلاب – كه از حمايت‌هاي خارجي برخوردار بود و با جناياتي هولناك، توطئه شوم جدايي ان نقطه از ميهن اسلامي را در ذهن مي‌پروراند – شب و روز نداشت و به دليل تلاش بسيار زياد، جديت و پشتكار، شجاعت و روحيه شجاعت‌طلبي كه داشت، در مدت كوتاهي به سمت فرماندهي عمليات سپاه سقز منصوب شد و در اين زمان با ناباوري همگان همراه تعداد كمي نيرو، عمليات آزادسازي منطقه مرزي بسطام را با شهامت غيرقابل وصفي طرح‌ريزي و‌٤٥ كيلومتر جاده مرزي را طي يك مرحله و در عرض ‌٢٤ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضدانقلاب آزاد كرد.

ضدانقلاب كه با برخورداري از سلاح و امكانات و نيروي رزمي فراوان،عرصه را براي نيروهاي نظامي و انتظامي تنگ كرده بود و جنايات فجيعي مرتكب مي‌شد، با ورود جوانان دلير و متعهدي چون كاوه به صحنه عمليات،به اين نتيجه رسيد كه ماندن در كردستان برايش سنگين تمام خواهد شد.

كاوه و همرزمانش با عمليات پي در پي، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستأصل كرده بودند تا جايي كه ضدانقلاب در اوج استيصال و درماندگي براي زنده يا مرده او جايزه تعيين كرده بود.



نقش كاوه در تيپ ويژه شهدا

به دنبال عمليات سرنوشت‌ساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن بر عهده شهيد ناصر كاظمي بود) كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسووليت (كه با آزادسازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازه تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب‌ها را متحير ساخت كه به كلي روحيه خود را از دست دادند و در مقابل هر يوريش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مي‌دانستند كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت.

آزادسازي سد بوكان و جاده ‌٤٧ كيلومتري آن، آزادسازي جاده صائين‌دژ به تكاب، پاكسازي منطقه كيلر و اشتوزنگ ،آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضدانقلاب به شمار مي‌آمد و منجر به انهدام مركز راديوئي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه «آلواتان» و آزادسازي زندان دوله‌تو و هلاكت بيش از ‌٧٥٠ نفر از ضدانقلاب شد،از جمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرح‌ريزي و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه بوسيله كاوه عليه ضدانقلاب فرماندهي شد آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.

او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام، شهيد ناصر كاظمي ، شهيد محسن گنجي زاده وشهيد محمد بروجردي در خرداد‌١٣٦٢ رسما به فرماندهي تيپ منصوب شده بود، با تلاش همه جانبه براي آموزش،سازماندهي و آماده‌سازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نمي‌ورزيد.



بنا به صلاحديد فرماندهي سپاه در تاريخ ‌٢٩/٤/٦٢ تيپ ويژه شهدا مأموريت يافت تا در عمليات برون‌مرزي والفجر ‌٢ كه در منطقه حاج عمران انجام مي‌گرفت، شركت كند. در اين عمليات، كاوه با هدايت قوي رزمندگان، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات ‌٢٥١٩ را با موفقيت به تصرف درآورد.

همزمان با عمليات والفجر ‌٤ ماموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دموكرات‌ها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه سير، قوري، تالشو روستاي اسلام‌آباد، مركز راديويي منافقين و مقر دموكرات‌ها را تصرف كردند.

تيپ ويژه شهدا سال ‌٦٣ در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ ‌٢٣/٤/٦٤ در عمليات قادر (همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن شد. همچنين در عمليات پشتيباني والفجر ‌٩ كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي از خاك آنان نقش مؤثر داشت كه هر كدام نشاني از دلاوري‌ها و حماسه‌آفريني كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است.

ويژگيهاي اخلاقي

صفات ارزنده و ويژگي‌هاي ايماني محمود كاوه باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي مي‌كرد. روحيه والا و انسان‌دوستي او به قدري در اطرافيان اثر مي‌گذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن، كاوه و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجه رفيع شهادت نائل شد،مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه مي‌زدند و اشك مي‌ريختند و ضدانقلاب را نفرين مي‌كردند.

او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مومنان بيان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَي الكُفّار رُحَماء بَينَهم»، در قلب مردم و نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزه‌اي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت.


كاوه در عين حال كه تمام اوقاتش را براي مبارزه به كار مي‌بست، از پرداختن به تكاليف ديني و انجام مستحبات نيز غافل نبود. او از مروجين قرآن كريم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب، آيات جهاد را تلاوت مي‌كرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسير مي‌كرد.

روحيه اطاعت‌پذيري و ولايتي، هوش سرشار و چابكي در عمليات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بي‌باكي، ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگي‌هاي شخصيتي محمود كاوه است.

با وجودي كه در مقابل ضدانقلاب سازش‌ناپذير، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيار متواضعانه و باصفا و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروها داشته باشد. كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت. او مصداق بارز تلفيق محبت و قاطعيت در امر فرماندهي نظامي بود.

روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كند، كاوه پاسخ داد: همه بسيجي‌ها فاميل من هستند.

در بعد آمادگي جسماني، هيچ‌گاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزشي، آمادگي رزمي نيروها را بالا مي‌برد. همواره براي تشويق بچه‌ها مي‌گفت: موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است. او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري.

كاوه هميشه راهگشاي عمليات بود، هرجا كه كار گره مي‌خورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته مي‌شد، اراده پولادين او به همه آن عزيزان، روحيه‌اي تازه مي‌بخشيد. او براي اينكه بتواند عمليات را بهتر هدايت كند با سلاح پيشاپيش رزمندگان حركت مي‌كرد.

با اينكه بارها در صحنه‌هاي عملياتي مجروح شده بود، ولي هميشه قبل از بهبودي، به منطقه باز مي‌گشت و در برخي از مواقع نيز نيروها او را با سر و بدن باندپيچي شده مي‌ديدند كه در ميانشان حاضر مي‌شد و آماده پذيرش ماموريت و اجراي عمليات بود.



سرتيپ شهيد حسن آبشناسان– فرمانده لشكر ‌٢٣ نوهد – مي‌گويد: اگر در دنيا يك چريك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمنده‌اي كه بخواهد خوب پخته و آبديده شود بايد با تيپ ويژه شهدا پيش برود.

او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژه‌اي بود و انجام كار خالصانه و بي‌ريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود. عموماً كم سخن مي‌گفت و بيشتر عمل مي‌كرد و همواره سعي مي‌كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را از خود مي‌دانستند.

نحوه شهادت

دهم شهريور ماه ‌١٣٦٥، روزي است كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيه‌الله الاعظم(عج) در عمليات كربلاي ‌٢ بر بلنداي قله ‌٢٥١٩ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.

ويژگي‌هاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسئوليت‌هاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي، تا با به كارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي، نمونه‌هايي از لشكريان مخلص حضرت بقيةالله العظم(عج) باشند و خود را براي دفاع از حريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن، همواره مهيا و آماده سازند.

حركت فرمانده تيپ ‌١٥٥ شهدا به سوي شهادت

طاقت و شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند، تيپ ويژه ‌١٥٥ شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم، راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين تيپ، در گزارش خودش از عمليات كربلاي ‌٢، درباره حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه ‌١٥٥ شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصاً فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگرچه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات، اين ترديد را بروز نمي‌داد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ،به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسوولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردان‌ها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي مي‌گويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بدمسيري است، خداي نكرده طوري مي‌شود. «فرماندهي در جواب مي‌گويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد مي‌شويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسوولان تيپ مخالف بودند.


راوي تيپ ويژه‌١٥٥شهدا مي‌گويد: «به هنگام اعزام گردان‌ها براي انجام ماموريت،ابتدا گردان امام حسين (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) در حالي كه فرماندهي تيپ ( محمود كاوه ) پيشاپيش آنها قرار داشت، حركت خود را براي تصرف ارتفاع ‌٢٥١٩ آغازكردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسين (ع) پايگاه‌هاي ‌١ و‌٢ و گردان امام سجاد (ع) پايگاه‌هاي ‌٣و‌٤ را تصرف كنند. حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كمتر شده بود و احتمال جدي نمي‌داد در اين محور مجددا عمليات شود، از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.

به هر ترتيب حدود ساعت يك بامداد كه نيروهاي پياده پس از پيمودن مسافت فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي درگيري را شروع كنند در همين حين گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد و او در جا شهيد شد.»

راوي‌ قرارگاه‌ حمزه‌ ـ(‌ع) (اسدالله‌ احمدي‌) به ‌ نقل‌ از فرمانده‌ لشكر ‌٥ نصر (محمدباقر قاليباف‌) نوشته ‌است‌: «در مراسم‌ تشييع‌ جنازه‌ شهيد محمود كاوه‌، پدر وي‌ درخواست‌ حجت‌الاسلام‌ طبسي‌ توليت‌ آستان‌ قدس‌رضوي‌ را مبني ‌بر اين ‌ كه‌ پيكر شهيد محمود كاوه‌ در حرم‌ مطهر حضرت‌ رضا(ع‌) و يا در يكي‌ از حجره‌هاي ‌ مخصوص‌ حرم‌ دفن‌ شود نپذيرفت‌ و گفت‌:«پسرم ‌ از ابتدا با بسيجي‌ها بوده‌ و بهتر است‌ در كنار آنها دفن‌ شود.»

 گوشه‌اي از وصيتنامه شهید

دشمن بايد بداند و اين تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئه‌اي را كه عليه انقلاب طرح‌ريزي كند، امت بيدار و آگاه با پيروي از رهبر عزيز، آن را خنثي خواهد كرد. آينده جنگ هم كاملاً روشن است كه پيروزي نصيب رزمندگان اسلام خواهد شد و هيچگاه ما نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 شوراهای اسلامی شهر و روستای(دوره چهارم)آغازبه کارکرد

 

وزيرکشور دستور آغاز به كار چهارمين دوره شوراهاي اسلامي

 

 شهر و روستارا صادر كرد ./

 چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا با پیام وزیر کشور کار خود را آغاز کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عبدالرضا رحمانی فضلی گفت: شوراها به برکت جمهوری اسلامی ایران و خون شهدا در جمهوری اسلامی ایران تشکیل شدند و مردم توفیق پیدا کردند که با انجام انتخابات در امور روستاها و شهرهای خود موثر باشند و در کنار انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان در تعیین سرنوشت خود مشارکت داشته باشند.


وی افزود: امروز روز مهمی است باید به خاطر لطفی که خداوند به مردم ما داشته است خدا را شکر کنیم و تلاش کنیم این مشارکت مصداق عملی پیدا کند.
وزیر کشور ادامه داد: امروز روز شروع کار شوراها است. قبلا مقدر شده بود یک ماه پس از مستقر شدن ریاست جمهوری شوراها شروع به کار کنند. امروز نیز روز تحلیف و تعیین هیات رئیسه شوراها است. امیدواریم با دلسوزی،‌ تدبیر، درایت و برنامه‌ریزی اعضای شورا مطالباتی که مردم از شوراها دارند به منصه ظهور برسد و بتوانیم مردم سالاری دینی را که در جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دیدگاه در موازین اسلامی و دیدگاه‌های رهبری معظم وجود دارد را هم در بحث ابعاد مادی و هم ابعاد معنوی جستجو کنیم.


رحمانی فضلی افزود: انشالله این الگو به عنوان یک الگوی مناسب در جهان قرار گیرد و با توجه به تحولاتی که در منطقه داریم تحت عنوان بیداری اسلامی یقینا الگوی جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف برای آنها وجود خواهد داشت.
وی ابراز امیدواری کرد که در مدل جمهوری اسلامی همه به آزادی،مشارکت و ابعادمادی و معنوی زندگی برسند و این الگو پاسخ مناسبی برای نیازهای آنها باشد.
در ادامه این جلسه وزیر کشور از طریق ویدئو کنفرانس در جریان مراسم تحلیف و آغاز به کار شوراهای شهر و روستای چند استان کشورمان قرار گرفت و استان‌های سیستان و بلوچستان، زنجان و ایلام به صورت مستقیم گزارش مراسم تحلیف خود را به وزیر کشور ارائه کردند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

آیت‌الله العظمی سبحانی در پاسخ به سئوال نحوه ازدواج فرزندان آدم و حوا در حالی که همگی خواهر و برادر بوده‌اند را تشریح کرده‌اند.  

به گزارش خبرگزاری حوزه متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید  به شرح ذیل است.

سئوال: ازدواج فرزندان آدم و حوا چگونه صورت گرفته است؟!، در حالى كه همگى خواهر و برادر بودند؟!

پاسخ: در اين مورد در روايات و سخنان دانشمندان پاسخهايى  به آن داده شده كه در اينجا ـ بدون گزينش ـ مطرح مى كنيم:

1. ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوز آن، ضرورت آغاز آفرينش و نبودن همسرى ديگر بوده است.

2. خداوند براى هر يك از پسران و دختران، زوجى از فرشتگان آفريد، و اولاد آنها با يكديگر به صورت پسر عمو و دختر عمو درآمدند و تكثير نسل صورت گرفت.

3. آنها با نسل هاى باقى مانده از انسانهاى پيشين ازدواج كرده اند. درست است كه شجره انسان كنونى به آدم ابو البشر مى رسد، ولى آدم، نخستين انسانى نيست كه بر اين پهنه گام نهاده، بلكه پيش از او انسانهايى در روى زمين زندگى مى كرده و منقرض شده اند([1]); چيزى كه هست، بقايايى از آنها در روى زمين وجود داشت كه به تكثير نسل كمك كرد.

چون مسأله مربوط به ما قبل تاريخ مى باشد اظهار نظر قطعى در باره ى آن بسيار مشكل است.([2])
 
  

  
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

در یک ویدئو که به تازگی در سطح اینترنت منتشر شده و به ویژه در شبکه های اجتماعی بازتاب پیدا کرده، چند تروریست وابسته به گروه القاعده، با متوقف کردن کامیون هایی که به نظر می رسد راننده های آن ها شیعه هستند، به طرز وحشیانه ای این راننده ها را به قتل می رسانند. اتفاقی که از ماهیت شدید فرقه ای درگیری هایی در منطقه حکایت دارد که صدها سال است در زیر سطح امور جریان دارند.
شباهت عجیب تروریست‌های تکفیری با خوارج نهروان + فیلمدر یک ویدئو که به تازگی در سطح اینترنت منتشر شده و به ویژه در شبکه های اجتماعی بازتاب پیدا کرده، چند تروریست وابسته به گروه القاعده، با متوقف کردن کامیون هایی که به نظر می رسد راننده های آن ها شیعه هستند، به طرز وحشیانه ای این راننده ها را به قتل می رسانند. اتفاقی که از ماهیت شدید فرقه ای درگیری هایی در منطقه حکایت دارد که صدها سال است در زیر سطح امور جریان دارند.

به گزارش «تابناک»، این ویدئو توسط گروهی منتشر شده که خود را «دولت اسلامی عراق و شام» می خوانند و فعالیت های خود به طور خاص در نواحی بی ثبات مرزی میان عراق و سوریه متمرکز کرده اند. آن گونه که از اقدامات این گروه برمی آید، اقدام علیه شیعیان و به ویژه تلاش برای تضعیف دولت شیعی عراق، از محورهای اصلی فعالیت های آنان است. این گروه شعار «شمشیر پیروز می شود» را برای خود انتخاب کرده است.

آن گونه که از متن زیرنویس این فیلم برمی آید، هدف اصلی آن ایجاد رعب و وحشت در میان شیعیان منطقه است. در زیر نویس ابتدایی این فیلم آمده: «شیرهای [منطقه] انبار عراق، مسیر کمک رسانی «رافضیان» را از کنترل ... علوی در شام خارج کرده اند». 

در ادامه فیلم، یک عضو این گروه تروریستی، سه کامیون که گویا در مسیر میان عراق و سوریه به کار ترانزیت مشغول هستند را متوقف کرده و آن ها را مورد بازجویی قرار می دهد. این تروریست از سه راننده مذکور اوراق هویتیشان را درخواست کرده و می پرسد «شما شیعه هستید. درست است؟». راننده ها نیز مشخصاً از ترس جان خود منکر شده و می گویند «ما سنی و اهل حمص هستیم». 

در اینجا راننده سوم نیز به دو همکار خود ملحق شده و می گوید: «ما فقط می خواهیم زندگی کنیم. ما برای کسب درآمد برای گذران زندگی اینجا هستیم». فرد تروریست می پرسد: «چه چیزی ثابت می کند که شما سنی هستید؟». آن ها جواب می دهند: «خداوند بزرگ و پیامبر اسلام». 

با این حال، فرد تروریست که آشکارا به دنبال بهانه جویی است، از پاسخ آن ها قانع نشده و از آن ها درباره تعداد رکعات نمازهای یومیه می پرسد. اما راننده ها یا از سر ترس و یا ناآگاهی، نمی توانند پاسخ درستی به سوالات این فرد بدهند. 

بعد از این است که فرد تروریست سراغ اصل مطلب رفته و از راننده ها می پرسد: «نصیری ها (علویان) با عزت مسلمانان در سوریه چه می کنند؟». راننده ها سوگند می خورند چیزی در این باره نمی دانند. اما این تروریست تکفیری قانع نشده و به اتهام زنی خود علیه علویان ادامه می دهد و راننده ها را «مشرک» می خواند. 

پس از آن، تروریست ها با منتقل کردن این سه راننده به وسط جاده، آن ها را به شکل وحشیانه ای به قتل می رسانند. دردناک تر آنکه این تروریست ها در توجیه اقدام خود به آیات قرآن استناد کرده و در این فیلم که خود آن ها در سطح اینترنت منتشر کرده اند، آیات قرآن بر روی تصویر خوانده می شود.

در پایان، یکی دیگر از تروریست ها بالای سر جنازه ها رفته و می گوید: «بگذار نوری مالکی، پیروان شیعه وی و اهریمنانش ببینند... همان هایی که ادعا می کنند بزرگراه بین المللی میان بغداد، امان و سوریه را تحت کنترل خود دارند». وی می گوید اکنون این جاده بین المللی در دست «دولت اسلامی» و «مجاهدین» است.

این اقدام جنون آمیز و تروریستی، به شدت یادآور اقدامی است که خوارج در صدر اسلام با پیروان حضرت علی (ع) انجام داده و به سبب درک ناصحیح و دیدگاه فرقه گرایانه خود، به قتل همه پیروان آن حضرت اقدام می کردند. به نظر می رسد تاریخ بار دیگر و این بار در بخش دیگری از جهان اسلام در حال تکرار است.

قرار دادن تصاویر اقدام تروریستی اخیر در کنار صحنه هایی از سریال «امام علی (ع)»، اثر ارزشمند داوود میرباقری و اندیشیدن دوباره به محتوای آنچه توسط تروریست ها در سوریه، عراق و دیگر مناطق در جریان است، می تواند به خوبی بیانگر محتوای واقعی اقدامات تروریست های تکفیری باشد. دیدن شباهت میان این دو فرقه خالی از لطف نیست.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

روابط عمومي شهرداري شانديز اعلام كرد :

موزه فرهنگي شانديز براي اولين بار در شانديز افتتاح شد

وي افزود : موزه شانديز با حضور مسئولين شهرستان طرقبه و شانديز و فرهيختگان عرصه خبر شهرستان با هدف جمع آوري و نگهداري اثار باستاني شهر شانديز در محل رستوران دربندپارک جنگلی شهرشاندیز بازگشايي گرديد.


بيدابادي ادامه داد: شهرداري شانديز با همكاري شهروندان فهيم شهر اجناس اتيغه را با نام اشخاص مالك به صورت امانت در اين مجموعه نگهداري خواهد كرد .


ايشان ضمن تشكر از شهروندان عزيز افزود : زين پس كلاسهاي فرهنگي و هنري در اين مكان تشكيل خواهد شد و همشهريان مي توانند از اين كلاسها بهره ببرند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

رازهاي طول عمر
 

فكر مي‌كنيد چقدر عمر برايتان مناسب است ؟خيلي‌ها دوست دارند عمر طولاني داشته باشند بعضي‌ها هم مي‌گويند 50 سال بس است. پس قبل از آن بهتر است پرونده خود را ببنديم. 
 
اما اگر عمر طولاني و با سلامت و عزت باشد چه باز هم دوست نداريد؟ دانشمندان كه خيلي دوست دارند راز طول عمر را بدانند هر روز چيز‌هاي تازه اي كشف مي‌كنند. دراين گزارش ما سعي كرده‌ايم تمامي‌رازهاي طول عمر را براي شما فاش كنيم.

بد نيست شما هم تا پايان با ما همراه باشيد.

گشاده دست باشيد تا سلامت بمانيد

كينه‌توزي و بخل ورزيدن بر عملكرد قلبي عروقي و دستگاه عصبي افراد تاثير منفي مي‌گذارد.

مايو كلينيك مي‌نويسد: افرادي كه مي‌توانند ديگران را ببخشند و از كينه توزي پرهيز مي‌كنند، از نظر سلامت قلبي عروقي در وضع بهتري قرار دارند.

همچنين بخشندگي تاثير مثبت در ارتقاي سلامت روان و پيشگيري از بروز اختلالات روان دارد.

فكر كنيد تا 15 سال ديگر به دست آوريد

مي‌گويند آدم‌هاي متفكر 15 سال بيشتر از ديگران عمر مي‌كنند چرا كه طول عمر با هوشمندي رابطه مستقيم دارد.بر اساس اين پژوهش، آدم‌هاي زيرك با ژن‌هاي متغير، تا 85 سال زندگي مي‌كنند و آدم‌هاي ممتاز با ژن‌هاي ثابت تا 100 سال زندگي مي‌كنند.

گروه پژوهشگران دانشگاه «كالاباريا» ايتاليا، با تجزيه و تحليل روي 500 نفر مرد و زن كهنسال به اين نتيجه دست يافتند.

آنان همچنين اعلام كردند كه علت درازاي عمر آدم‌هاي متفكر، آهسته آهسته پير شدن مغز آنان است.

14 سال عمر بيشتر فقط با 4 روش

اين همان 4 روش جادويي است كه طبق تحقيقات دانشمندان انگليسي 14 سال ديگر به شما هديه مي‌كند.

ترك سيگار، انجام ورزش منظم، خودداري از مصرف نوشيدني‌هاي الكلي، مصرف ميوه و سبزيجات فراوان حداقل 5 نوبت در روز

100 سال را پر كنيد

مي‌توان با رعايت برخي مسائل بهداشتي متوسط طول عمر را به نود و حتي يكصد سال نيز افزايش داد.

با مسواك و خلال كردن روزانه مي‌توان متوسط طول عمر را 6 سال افزايش داد.

مسواك زدن و خلال كردن روزانه دندان‌ها سبب كاهش تورم لثه‌ها مي‌شود كه كاهش تورم لثه‌ها نيز كاهش مشكلات در سرخرگ‌ها را به همراه دارد.

با مصرف يك قرص آسپرين در هر روز مي‌توان به طور متوسط دو و نيم سال به طول عمر افزود مصرف روزانه آسپرين سبب كند شدن روند پير شدن مي‌شود و از پيرشدن سرخرگ‌ها جلوگيري مي‌كند البته بايد با مشورت پزشك باشد.

با الگوي خواب مناسب مي‌توان 3 سال متوسط طول عمر را افزايش داد.

در صورتي كه ساعت خواب كافي نباشد فرد دچار خستگي مفرط مي‌شود كه اين روند در طولاني مدت بر سلامت وي تاثير منفي قابل توجهي دارد. به گفته پزشكان متوسط ساعت خواب 6 تا 8 ساعت در شبانه روز است. در صورت رعايت اين الگو مي‌توان به متوسط طول عمر افزود.

با خنديدن زياد مي‌توان متوسط طول عمر را 7 سال افزايش داد.

خنده براي افزايش متوسط طول عمر پيشنهاد مي‌شود. خنده علاوه بر كاهش استرس آثار مثبت ديگري دارد.

با مصرف روزانه حدود 30 گرم شكلات سياه مي‌توان متوسط طول عمر را 3 سال و 2 ماه افزايش داد.

به 1000 فكر كنيد

دانشمندان آمريكايي در تحقيقات خود با افزايش 10 برابري عمر نوعي مخمر كشف كردند كه تغييرات كوچك ژنتيكي و يك رژيم غذايي مناسب مي‌تواند راز عمر طولاني سلول‌ها باشد.

گروهي از محققان دانشگاه كاليفرنياي جنوبي موفق شدند بدون عوارض جانبي عمر سلول‌هاي يك نوع مخمر را كه به طور طبيعي يك هفته زندگي مي‌كنند به 10 برابر عمر طبيعي آن افزايش دهند.

براساس گزارش نيوز مديكال تودي در اين تحقيق دانشمندان يك موقعيت مهم را بين ژن‌هاي مرتبط با تنظيم طول زندگي در مخمرها و پستانداران شناسايي كردند و نشان دادند كه 3 فاكتور مهم در افزايش عمر اين ارگانيسم‌ها وجود دارد. تاكنون تصور بر اين بود كه رژيم غذايي بر پايه كالري كم مي‌تواند منجر به افزايش طول عمر شود. اين در حالي است كه عوامل ژنتيكي نيز در اين فرآيند نقش موثري دارد.

در حقيقت اين دانشمندان موفق شدند با ساكت كردن دو ژن به نامهاي2RAS و9SCH و رژيم غذايي مناسب عمر اين مخمرها را افزايش دهند.

اين دو ژن در فرآيند پيري مخمرها و پيدايش تومورها در انسان شركت دارند. اگر ما هم مثل اين مخمر خوش شانس باشيم مي‌توانيم به 1000 سالگي فكر كنيم.

نصيحت‌هاي مرد 256 ساله

او راز طول عمرش را چنين خلاصه مي‌كند: آرامش خود را حفظ كردم. مثل لاك‌پشت نشستم، مثل كبوتر با نشاط راه رفتم و مثل سگ خوابيدم.

اينها راز عمر طولاني لي چينگ يون(Li Ching Yuen ) است كه آنها را در قلب نصيحت به ما مي‌دهد. چيز زيادي در مورد اين مرد مشخص نيست. او در همان روستايي كه به دنيا آمد در سال 1993در 256 سالگي فوت كرد در حاليكه 23 همسرش قبل از وي مرده بودند. وي تا آن زمان 180 فرزندش را بزرگ كرده بود.

خوشبين باشيد شما عمر طولاني داريد

اين چيزي است كه خبرگزاري شين‌هوا اعلام كرده است. افراد خوش بين نسبت به افراد بدبين عمر طولاني‌تري دارند و سالم‌تر زندگي مي‌كنند و پژوهشگران دلايل متعددي را بر اين عامل بيان كرده‌اند:

افرادي كه مثبت انديش هستند، فشار خون كمتري دارند، در صورتي كه بيشتر مردان بدبين حدود 2 برابر بيشتر از افراد خوش بين در معرض بيمار‌هاي قلبي قرار داند.

شايد يكي ديگر از دلايلي كه افراد خوش بين زندگي سالم‌تر و طولاني‌تري دارند اين باشد كه اين افراد روش زندگي سالم‌تري دارند و روابط اجتماعي قوي‌تري با ديگران برقرار مي‌سازند و بيشتر تحت مراقبت‌هاي پزشكي قرار مي‌گيرند.

همچنين، استرس برخي هورمون‌ها را از بين مي‌برد و در نتيجه باعث مشكلاتي از لثه تا قلب خواهد شد، در صورتي كه افراد خوش بين كمتر دچار استرس مي‌شوند.

گاهي اوقات وراثت در برخي افراد خوش بيني را مستعد مي‌كند و همين ژن‌هاي همانند منجر به سلامت و طول عمر مي‌شود.

قسمتي از ناحيه مغز افراد افسرده بخوبي فعاليت نمي‌كند، در صورتي كه اين مشكل در افراد خوش بين وجود ندارد.  

منبع : جام جم آنلاین

.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

جدی شدن حمله به سوریه در پی عدم

توافق ایران و آمریکا

در روزهای اخیر، تهدیدات کشورهای غربی درباره انجام اقدام نظامی علیه سوریه‌، بی‌سابقه‌‌ افزایش یافته است. در این میان، برخی منابع اسرائیلی مدعی شده‌اند در پی ناکامی عوامل واسطه میان ایران و آمریکا برای توافق درباره سوریه، چشم‌انداز حمله نظامی به این کشور از همیشه جدی‌تر شده است.
در روزهای اخیر، تهدیدات کشورهای غربی درباره انجام اقدام نظامی علیه سوریه‌، بی‌سابقه‌‌ افزایش یافته است. در این میان، برخی منابع اسرائیلی مدعی شده‌اند در پی ناکامی عوامل واسطه میان ایران و آمریکا برای توافق درباره سوریه، چشم‌انداز حمله نظامی به این کشور از همیشه جدی‌تر شده است.

به گزارش «تابناک»، پایگاه اینترنتی «دبکا فایل»، وابسته به محافل امنیتی رژیم اسرائیل مدعی شده، تلاش‌های اوباما برای رسیدن به توافق‌ با ایران بر سر سوریه جهت جلوگیری از انجام اقدام نظامی در این کشور‌ ‌ناکام‌ شده و بنابراین، هم‌اکنون نیروهای نظامی کشورهای گوناگون در سراسر خاورمیانه در حالت آماده باش کامل‌اند.

بنا بر ادعای دبکا، رئیس‌جمهور آمریکا دو واسطه را ‌‌ـ موازی ـ مسئول گفت‌و‌گو با ایران کرده بود؛ یکی از این دو، «جفری فلتمن»، معاون دبیر کل سازمان ملل و دیپلمات سابق آمریکایی بود که روز دوشنبه با محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیدار و گفت‌و‌گو کرد.

واسطه دیگر، سلطان قابوس، پادشاه عمان بود که برای دیدار با عالی‌ترین مقامات ایرانی به تهران سفر کرد؛ اما به نوشته دبکا، وی نیز نتوانسته ایران را در رسیدن به توافقی درباره سوریه متقاعد کند.

همچنین هشدار آیت الله خامنه‌ای، رهبری جمهوری اسلامی ایران، مبنی بر این که در صورت حمله آمریکا، همه خاورمیانه به آتش کشیده خواهد شد، پاسخی بوده که به سلطان قابوس داده شده است.

به این ترتیب، ارتش آمریکا به مراکز نظامی خود در منطقه مدیترانه و خلیج فارس دستور داده که در ‌آماده باش کامل باشند.

از سوی دیگر، ایران، روسیه و سوریه نیز نیروهای خود را در حال آماده باش قرار داده‌اند. این در حالی است که به واحدهای ارتش سوریه دستور داده شده پایگاه‌های خود را ترک کرده و در سراسر کشور پراکنده شوند.

افزون بر این، مقامات ارشد نظامی ده کشور در امان، پایتخت اردن دیدار کرده و درباره ابعاد حمله نظامی به سوریه ‌بحث کرده‌اند. در این نشست که ریاست آن با «مارتین دمپسی»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا بوده، فرماندهان ارشد نظامی اردن، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا و کانادا شرکت داشته‌اند.

بنا بر این گزارش، موضع‌گیری‌های شب گذشته جان کری، وزیر امور خارجه و جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید، حاکی از آن بود که دولت اوباما نمی‌خواهد از مواضع قبلی خود مبنی بر نشان دادن واکنش نظامی در صورت انجام حمله شیمیایی در سوریه عقب‌نشینی کند. این دو مقام آمریکایی، ضمن طرح ادعای استفاده دولت سوریه از سلاح شیمیایی، بشار اسد را به انجام جنایت متهم کردند.

به هر حال، مجموعه این تحولات حاکی از آن است که بحث حمله کشورهای غربی به سوریه، این بار بیش از همیشه جدی شده است.

گفتنی است، در آخرین تحولات در این زمینه، جنگنده‌های انگلیسی وارد قبرس شده و در حالت آماده باش قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، یکی از شبکه‌های تلویزیونی رژیم اسرائیل نیز مدعی شده، اوباما تا ۴۸ ساعت آینده، تصمیم نهایی را درباره حمله به سوریه می‌گیرد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 
فرمانده سپاه قدس گفت: باید در رفتار خود حقیقت شیعه بودن را نشان دهیم و به دنبال شیعه کردن دیگران نباشیم چرا که به طور طبیعی حقیقت شیعه تاثیرهای به‌سزایی دارد.

به گزارش ایسنا سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس عصر چهارشنبه در نشست مقدماتی جوانان و بیداری اسلامی گفت: پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر، کشورهای غربی به دنبال مرعوب کردن کشورهای اسلامی بودند. آن‌ها از طریق سازمان ملل متحد و دیگر سازمان‌های بین‌المللی تلاش کردند که کشورهای دیگر را با اهداف خود همراه کنند و آن‌ها را برای همراهی در جنگ عراق و افغانستان تحت فشار قرار دادند.

سلیمانی با اشاره به جنگ 33 روزه حزب‌الله با رژیم صهیونیستی اظهار کرد: این پیروزی خارج از تصور آمریکایی‌ها بود، در واقع حزب‌الله پس از این پیروزی از چارچوب تهدید‌شونده به چارچوب تهدید‌کننده و بازدارنده تبدیل شد و به عبارتی دیگر جنگ 33 روزه در داخل رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد.

فرمانده سپاه قدس ادامه داد: در جنگ 22 روزه نیز که در مرز مصر اتفاق افتاد، رژیم صهیونیستی بار دیگر شکست خورد. این دو پیروزی حزب‌الله و دو شکست آمریکا در عراق و افغانستان باعث شد که در نظرسنجی‌های انجام شده تا سال 2006 میزان نارضایتی از آمریکا در منطقه به 85 درصد برسد و بر همین اساس حرکت به سمت اسلامیت شکل گرفت.

او درباره تحرک جدید اسلامی به وجود آمده در منطقه گفت: این تحرکات رفته رفته اسلامی‌تر شده و مثل انقلاب اسلامی ایران با مرور زمان شکل خود را پیدا می‌کنند.

سلیمانی با اشاره به برگزاری کنفرانس بین‌المللی جوانان و بیداری اسلامی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران بر مبنای یک نیاز این کنفرانس بین‌المللی را برگزار می‌کند. دشمن از روند تحولات غافلگیر شده است و حتی ایران این قابلیت را دارد که این حرکت را ضد دشمن سوق دهد. این در حالی است که این قابلیت در اردن و نه در ترکیه وجود دارد، اما جمهوری اسلامی ایران این قابلیت را دارد که حرکت را سازمان‌دهی و باعث تشکیل حکومت‌های اسلامی در جهت مبارزه با استکبار شود.

وی ادامه داد: دشمنان تلاش می‌کنند این میدان را برای جمهوری اسلامی ایران تنگ کرده و هزینه‌های بسیاری را بر کشورمان تحمیل کنند، اما این اجلاس فرصتی است برای این‌که هزاران جوان موثر در تحرکات بیداری اسلامی به ایران سفر کرده و بدین شکل از حساسیت ایران‌هراسی کاسته شود. جوانان کشورهای دیگر با حضور در ایران می‌توانند یک حکومت اسلامی بر پایه دین را از نزدیک حس کنند.

فرمانده سپاه قدس با بیان این‌که اجلاس بین‌المللی جوانان و بیداری اسلامی تبلیغاتی نیست، ادامه داد: برگزاری این اجلاس می‌تواند به جوانان کشورهای دیگر نشان دهد که چگونه می‌توان بر اساس یک حکومت دینی، توسعه صنعتی و دموکراسی را ایجاد کرد.

وی گفت: ایران اولین و تنها کشوری است که توانسته از هجوم غرب و رژیم صهیونیستی در امان بماند. هم‌چنین ایران در دنیای امروز گسترده‌تر شده است و مرزهای فرهنگی‌اش توسعه پیدا کرده است.

سلیمانی افزود: ایران در جنوب لبنان و عراق نیز حضور دارد. در واقع این مناطق به نوعی تحت تاثیر عملکرد و تفکر جمهوری اسلامی ایران هستند.

او با بیان این‌که توجه به رفتار به عنوان دیپلماسی عمومی در اجلاس بین‌المللی جوانان و بیداری اسلامی بسیار حایز اهمیت است، اظهار کرد: باید در رفتار خود حقیقت شیعه بودن را نشان دهیم و به دنبال شیعه کردن دیگران نباشیم، به طور طبیعی حقیقت شیعه می‌تواند تاثیرات به‌سزایی داشته باشد. همان‌گونه که جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از موارد به پیروزی رسیده است و این موضوع باعث برداشت صحیح از ایران می‌شود. در واقع نباید از دروغ و مبالغه درباره‌ حکومت اسلامی ایران استفاده کرد؛ زیرا به اندازه کافی حقیقت وجود دارد که بتواند باعث شناخت کامل شود.

فرمانده سپاه قدس در پاسخ به سوالی درباره‌ تحولات سوریه گفت: مردم سوریه و قومیت‌ها به طور کامل طرفدار حکومت هستند و در اهل سنت نیز بخش مهمی از مردم به تحولات سوریه و دخالت غرب با نگرانی نگاه می‌کنند. هم‌چنین تحرکات اغلب در سوریه در شهرها نبوده است بلکه در روستاها بوده و ادامه دارد. این در حالی است که طرفداران معارضه نتوانستند یک تجمع میلیونی در اعتراض به حکومت بشار اسد ایجاد کنند و پس از ورود ناظران اتحادیه عرب به سوریه باز هم در این کشور اتفاقی نیفتاد. بنابراین مرض سوریه مرضی نیست که حکومت آن را از بین ببرد.

سلیمانی درباره‌ عملکرد اخوان‌المسلمین خاطرنشان کرد: گروه‌های اخوان‌المسلمین در سراسر جهان اسلام پراکنده بوده و بر اساس مفروضات و نیازمندی‌های هر کشوری شکل گرفته است و فرهنگ‌های متفاوتی از یکدیگر دارند به گونه‌ای که گروه اخوان‌المسلمین سوریه با گروه اخوان‌المسلمین مصر متفاوت است، اما اخوان‌المسلمین مرکزی بیش‌تر نقش هماهنگی و رفع اختلا‌ف‌ها دارد.

او اضافه کرد: اخوان‌المسلمین تاکنون فراز و فرودهایی در عملکرد خود داشته است. در روند تحولات بیداری اسلامی برای این‌که با غرب مواجه نشود ملاحظاتی داشته است و این ملاحظه‌ها در ارتباط خود با جمهوری اسلامی ایران نیز مشاهده می‌شود، زیرا این گروه نگران بود که به اتهام ارتباط با جمهوری اسلامی ایران هجمه‌ غرب بر رویش افزایش پیدا کند. اما هرچه اخوان‌المسلمین به حکومت نزدیک می‌شود به همان اندازه، هم در داخل و هم در خارج به اسلامیت نزدیک‌تر می‌شود، با این حال هنوز برای اظهارنظر قطعی در این‌باره زود است.

فرمانده سپاه قدس درباره‌ سفر اخیر الغنوشی، رهبر اسلام‌گرای تونس به قطر، گفت: از ابتدا تحولات بیداری اسلامی قطر سعی کرده است حمایت خود را از کشورهای در حال تحول از طریق رسانه و حمایت‌های مالی نشان دهد و این سفر نیز در همین راستا انجام گرفته است.

سلیمانی در پاسخ به سوالی درباره‌ اخبار منتشر شده مبنی بر ارتباط وی با مقامات آمریکایی گفت: آن‌چه که از سوی جلال طالبانی در رسانه‌ها منتشر شده واضح نبود، اما همواره هشدارهایی درباره پیامدهای اقدامات آمریکایی‌ها به آن‌ها داده می‌شود.

وی در پایان اظهاراتش درباره‌ طرح ترور وی در سنای آمریکا اظهار کرد: خدا کند آمریکایی‌ها این کار (ترور) را انجام دهند. 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

دشت مشهدسالانه25سانتي مترنشست مي کند

انتقاد از کاشت چمن و آبياري با آب شرب

معاون طرح و توسعه شرکت آب منطقه اي خراسان رضوي با انتقاد از هدر رفت آب در برخي حوزه هاي مديريت شهري مشهد گفت: در حال حاضر دشت مشهد سالانه ۲۵ سانتي متر نشست مي کند که اين ميزان بسيار زياد است.

به گزارش خراسان رضوي، عليرضا طاهري در جمع خبرنگاران با بيان اين که از ۳۷ دشت استان، ۳۳ دشت ممنوعه و ۱۵ دشت از اين تعداد بحراني است، افزود: دشت بحراني قابليت بازگشت به حالت اوليه را ندارد، اما دشت ممنوعه مي تواند به حالت اوليه بازگردد.

وي با اشاره به اين که دشـت مشهد در ســــــــال 1348 مــمـــنـــوعـه اعلام شده است، ادامه داد: يک ميليارد متر مکعب آب، توان تغذيه و تخليه از دشت مشهد وجود دارد؛ اما سالهاست که يک ميليارد و 200 ميليون متر مکعب آب از اين دشت  برداشت مي شود.

معاون طرح و توسعه آب منطقه اي استان اظهار داشت: 20 تا 30 سال است که تبليغات صرفه  جويي در کشور انجام مي شود، اما از سال 48 تاکنون سالانه 200 ميليون متر مکعب اضافه برداشت آب از دشت مشهد صورت گرفته است.وي افزود: آبي که طي ميليون ها سال جمع شده بود را طي 45 سال استفاده کرديم !

ضرورت احياي منابع آب زيرزميني

طاهري ادامه داد: اگر در افق ۵ ساله به فکر احياي منابع آب زيرزميني نباشيم، با مشکلات زيادي مواجه مي شويم.

وي گفت: در استان خراسان رضوي 89 درصد آب در بخش کشاورزي، حدود 3 درصد در بخش صنعت و 7 درصد هم در بخش شرب استفاده مي شود.معاون طرح و توسعه آب منطقه اي خراسان رضوي افزود: سرانه مصرف آب توسط هر فرد در مشهد طي يک شبانه روز 240 ليتر است که بايد اين ميزان کاهش يابد.

انتقاد از کاشت چمن با وجود کمبود آب

وي با انتقاد از کاشت چمن در مشهد به دليل نياز به آب زياد، گفت: ما مخالف فضاي سبز نيستيم، اما بايد فضاي سبز در مشهد منطبق بر کوير و گياهاني با ريشه هاي عميق و نياز آبي اندک باشد.او افزود: مردم بايد آموزه هاي زندگي در کوير را ياد بگيرند. مشهد کوير است و ما مخالف فضاي سبز پر آب هستيم و فضاي سبز کم آب را خواستاريم.

طاهري با اشاره به اين که اصلاح مصرف آب در بخش کشاورزي و افزايش راندمان و نيز مديريت مصرف در بخش خانگي، مي تواند بحران دشت هاي استان را تثبيت کند و مانع از توسعه و پيشروي آن شود، خواستار تغيير برخي رويه هاي مديريتي نادرست در حوزه هاي مرتبط با آب شد و اضافه کرد: مديريت فضاي سبز در مشهد يکي از اين حوزه هاست و ما به شدت موافق فضاي سبز کم آب طلب و ديم هستيم، اما فضاي سبز پر آب طلب براي اين شهر آفت است.وي ادامه داد: مشهد با خشکسالي هاي متعدد و کم آبي هاي گسترده و تخليه وسيع دشت و مخازن آب زيرزميني جزو مناطق کويري محسوب مي شود و نيازي به اين فضاي سبز پر آب طلب نداريم.

هر ثانيه ۲ مترمکعب آب براي فضاي سبز

معاون طرح و توسعه آب منطقه اي استان اظهار داشت: هم اينک فضاي سبز مشهد دو متر مکعب در ثانيه آب مصرف مي کند و تقاضاي شهرداري از ما براي تامين سه متر مکعب آب در ثانيه بوده است.

به گفته وي، از اين ميزان 2/1 متر مکعب از چاه هاي خارج از رده مصرف شرب و مابقي هم به نوعي از آب شرب تامين مي شود.طاهري اضافه کرد: همان آبي که شهرداري امروز فاضلاب مي نامد آب چاه هايي است که مقدار نيترات آن اندکي بالا است و تا سال 84 هم در مدار مصرف براي شرب مشهد قرار داشته است.

وي ادامه داد: البته فقط در برخي مناطق شهر که آب زيرزميني شرايط نسبتا بهتري دارد و مراکز جمعيتي دارند، اجازه برداشت از يک لايه بالايي آب داده شده اما نه در همه نقاط، به ويژه در غرب شهر که الان پديده سرطان پوسته زمين اتفاق افتاده و شاهد نشست گسترده زمين هستيم.

مشهد را شبيه آمستردام کرده اند!

معاون طرح و توسعه آب منطقه اي استان تصريح کرد: آبي که اين قدر با کمبود آن مواجهيم را پاي چمن مي ريزيم و اکنون مشهد را شبيه آمستردام کرده اند!وي افزود: درست است که مردم امروز نياز به فضاهاي با نشاط و شاداب در شهر دارند؛ اما چمن کاري چيزي نيست که متناسب با فضاي اين شهر باشد. طاهري با بيان اين که از کشت گياهان کم آب طلب که ريشه هاي عميق دارند و نياز به آبياري نداشته باشند استقبال مي کنيم، ادامه داد: امروز چمن کاري هاي گسترده، خاورميانه را که منطقه اي خشک و بي آب است، فلج کرده است؛ زيرا هر هکتار چمن بالغ بر 50هزار متر مکعب آب در طول دوره رشد خود مي خواهد. بدين مفهوم که هر روز و گاه روزي دو بار بايد آبياري شود.

وي گفت: در مشهد هم اين مشکل جدي است و کاشت درختان کم آب طلب و ديم چون درختان ارس ،پاپيتال ها، گز ،زرشک ، فرز ،رز تزئيني و انواع ديگري از درختان با نياز آبي کم مي تواند اين شرايط را تعديل کند.

اين مقام مسئول در بخش آب افزود: حتي مي توان در برخي از بلوارهاي مشهد گياهان خاص کم آب طلب کاشت و آن بولوارها را با همين نام نيز نامگذاري کرد؛ گياهاني چون خارشتر که ريشه هاي آن 15 تا20 متر عمق دارد.وي ادامه داد: بايد ديد فضاي سبز تاريخي ما چه بوده و دوباره به سراغ کشت آنها رفت.

ميزان مصرف آب بخش کشاورزي در مشهد بايد به ۵۰ درصد کاهش يابد

طاهري در بخش ديگري از سخنان خود تاکيد کرد: بايد ميزان مصرف آب بخش کشاورزي در مشهد به ۵۰ درصد کاهش يابد؛ اما درآمد کشاورزي نبايد کاهش يابد.

وي درباره چاه هاي آب کشاورزي يادآور شد: چاه آب به هيچ کشاورزي داده نشده است مگر کساني که از طريق دادگاه مجوز دريافت کرده باشند.معاون طرح و توسعه آب منطقه اي خراسان رضوي با بيان اين که کشاورزي بايد به سمت گلخانه اي شدن پيش برود، اظهار کرد: کشاورزي در آلمان و هلند به سمت گلخانه رفته است و به طورمثال در يک هکتار زمين 900 تن گوجه فرنگي برداشت مي کنند.وي افزود: مصرف آب در بخش کشاورزي در کل دنيا 70 درصد است، اما در کشاورزي ايران اين رقم در بخش مصرف آب 90 درصد مي باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 

15 راز شگفت انگیز بدن انسان!

1. اثر زبان اثر خطوط و اشکال روی زبان درست همانند اثر انگشت عمل میکند. یعنی هر انسانی خطوطی کاملا منحصر به فرد روی زبانش دارد. از این رو اثر زبان میتواند به عنوان یکی از فاکتورهای تشخیص هویت مورد استفاده قرار بگیرد.

 


2. پوست
 انسان نیز مانند دیگر پستانداران هر لحظه در حال پوست انداختن است. طبق تحقیقات انسان در هر ساعت ۶۰۰ هزار ذره از پوست خود را در فضا پراکنده میکند. این مقدار برابر 700 گرم پوست در هر سال می باشد. به صورت میانگین انسان در سن 70 سالگی تقریبا به میزان پنجاه کیلوگرم پوست اندازی کرده است.

 


3. تعداد استخوان ها
 جالب است بدانید که کودک انسان تعداد بیشتری استخوان نسبت به یک فرد بزرگسال دارد. ما زندگی مان را با ۳۵۰ استخوان شروع میکنیم، اما در طول دوره رشد تا سن بلوغ به علت پیوستن استخوان ها به یکدیگر این مقدار به ۲۰۶ عدد استخوان کاهش پیدا میکند.
 

 


4. تغییرات معده
 هر سه یا چهار روز یکبار تغییراتی در معده شما بوجود می آید. اسیدهای قوی که معده برای هضم غذا به کار میگیرد، باعث تاثیراتی روی خود آن نیز می شود. البته معده مکانیزمی برای جلوگیری از هضم کامل خود دارد.

 


5. حس بویایی
 حس بویایی ما به قدرت حس بویایی سگ سانان نیست و فقط میتوانیم ۵۰ هزار رایحه مختلف را به خاطر بسپاریم.

 


6. طول روده باریک
 طول روده های باریک تقریبا ۴ برابر بلندتر از قد متوسط انسان است. اگر روده های باریک به شکل کنونی خود نبودند، طول آن ها به ۵ تا ۷ متر می رسید.


 


7. باکتری ها
 در هر اینچ مربع از پوست بدن انسان نزدیک به ۳۲ میلیون باکتری زندگی میکنند که بیشتر این باکتری ها بی ضرر هستند.


 


8. بوی پا
 منشا بوی پا غدد عرقی هستند. در یک جفت پا ۵۰۰ هزار غده تولید غرق در حال فعالیت است که میتوانند روزانه نیم لیتر عرق تولید کنند.


 


9. سرعت عطسه
 هوایی که موقع عطسه کردن ازدهان خارج میشودبالغ بر ۱۶۰کیلومتر درساعت سرعت دارد.عطسه کردن فشاربسیار زیادی به بدن تحمیل میکند.محال است که بتوانیدچشمان خود راهنگام عطسه باز نگه دارید.

 


10. مسیر خون
 خون مسیر زیادی رادرهر لحظه دربدنتان طی میکند.تقریبا نزدیک به۱۰۰ هزار کیلومتر مسیر خونی دربدن وجوددارد.قلب این عضو حیاتی و پرکار بدن روزانه دوهزار گالن خون(برابر با۷۵۰۰ لیتر)رادراین مسیرهاپمپاژ میکند.

 


11. مقدار بزاق
 شما مایل به شنادر آب بزاق دهانتان نیستید،اماجالب است بدانید که هر شخص به طور میانگین درطول زندگی اش نزدیک به۲۴ هزار لیتر بزاق تولید میکند.این مقدار برای پرکردن دو استخر شنا کافیست.


 


12. صدای خر و پف
 بعد از سن ۶۰ سالگی ، 60 درصد مردان و 40 درصد از خانم ها شروع به خر و پف خواهند کرد. صدای خر و پف میتواند تا حد کر کردن پیش برود. عموما صدای خر و پف ۶۰ دسیبل است که یعنی به بلندی صدای صحبت کردن معمولی اما این صدا میتواندتا ۸۰ دسیبل نیز پیش برود. ۸۰ دسیبل یعنی صدای یک دریل بادی که درحال نفوذ به بتن است. صدای بالای ۸۵ دسیبل برای گوش انسان بسیار مضر میباشدو ممکن است باعث کری شود.


 


13. رنگ و تراکم مو
 آیا میدانستید تراکم موی سر را از روی رنگ آن میشود تخمین زد؟ به طور میانگین هر انسان ۱۰۰ هزار پیاز مو روی سرش دارد. هرکدام از این پیازهای مو در طول زندگی انسان قادر به تولید ۲۰ تار مو میباشند. افرادی که موهای بلوند دارند از بیشترین میزان پیاز مو در مقایسه با دیگر رنگ ها سود میبرند، در نتیجه این افراد موهای پرپشت تری خواهند داشت. تعداد میانگین پیاز مو برای موهای بلوند ۱۴۶ هزار، برای موهای مشکی ۱۱۰ هزار، برای موهای قهوه ای ۱۰۰ هزار و در آخرین رده برای موهای قرمز ۸۶ هزار عدد میباشد.


 


14. رشد ناخن ها
 اگر ناخن های دست تان نسبت به ناخن پای شما خیلی زودتر رشد میکند این کاملا طبیعی است. ناخن هایی که بیشتر درمعرض استفاده قرار میگیرند زودتر رشد میکنند. ناخن انگشت های بلندتر و دستی که با آن مینویسید بیشترین رشد را دارند. به طور میانگین ناخن ها در هر ماه به اندازه یک دهم اینچ رشد میکنند.


 


15. نیاز به خواب
 شاید بعضی اوقات بگویید که دارم از شدت خواب میمیرم، اما به معنای کلمه توجه نداشته اید. شما بدون خوردن غذا تا هفته ها زنده میمانید،اما بعد از ۱۱ روز نخوابیدن،برای همیشه به خواب خواهید رفت.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

معرفی عجایب هفتگانه جدید جهان

 + عکس

دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
 

 

چیچن ایتزا

چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است. این اثر جزو میراث جهانی یونسکو به شمار می‌رود. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این اثر به همراه ۶ اثر دیگر در یک رای گیری جهانی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند.

محوطه (سایت) چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار می‌رفته اند. مطرح ترین قسمت های آن عبارتند از

* El Castillo (قلعه)
o مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo ( به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پله‌هایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.

* معبد جنگجویان
* محوطه بازی
* سایر سازه ها
o معابد و سازه‌های دیگری نیز در محوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قرار دارند.
 
 

 
 

 
 


 مجسمه حضرت مسیح برزیل
 

 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با 125 فوت ارتفاع در سال 1926 و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح را در حالیکه دستان خود را کاملاً باز کرده است نشان می دهد که این حالت نشان دهنده پذیرش همه انسانها در آغوشش است. مجسمه عیسی مسیح نشانه برزیل است که امروزه شهرتی جهانی پیدا کرده است.
 
توریستهایی که از برزیل دیدن می کنند حتماً به دیدن این مجسمه نیز می روند. دست چپ این مجسمه به سمت شمال شهر Rio de Janeiro و دست راست آن به سمت جنوب شهر اشاره می کند. مناظر بسیار جذابی را می توان از آنجا مشاهده کرد که نفس را در سینه تماشاچی حبس می کند. این مناظر شامل شهر Rio، خلیج، کوه Sugarloaf و ساحل رودخانه های Copacabana و Ipanema می شود. علاقمندان به فوتبال نیز می توانند منظره ای از استادیوم را مشاهده نمایند.
 
 


 
کولوسئوم
 

Coliseum معروفترین آمفی تئاتر دایره وار(بیضی) عظیم تاریخی که تعداد ردیف‌های صندلی آن به تعداد پنجاه هزار ودارای ۸۰ در ورودی است. واژه کلوسئوم به معنی «جایگاه بزرگ» نام دیگر آن آمفی تئاتر فلاویوسی(amphitheaterum flaviusi) است. ساخت کولوسئوم توسط Vespasian (وسپاسین)امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش Titus (تیتوس)در سال ۸۰ بعد از میلاد آنرا بنا کرد، که نهایتا توسط Domitian (دومتین)برادر Titus که در سال ۸۱ بر وی غلبه کرد و بر جایگاه امپراطور روم نشست، کامل شد و به پایان رسید. کولوسئوم به عنوان اولین آمفی تئاتر دائمی و ماندگار ساخته شده در روم، در زمین‌های باتلاقی ما بین تپه‌های Esquiline(اسکوئیلین) و Caelian(کائلین) واقع شده بود.
 
در این مجموعه امپراطور روم شاهد فجیع ترین جنایات به شکل کشتار بردگان و مسیحیان بوده‌است نبرد‌های خونین بر سر مرگ و زندگی گلادیاتور‌ها یکی از سرگرمی‌های روزانه امپراطوران و اشرافیان روم بوده‌است قدمت تاریخی و شکوه و جلال این عمارت از یک سو و کارامدی آن برای اجرای نمایش و امکان کنترل جمعیت، از سوی دیگر، باعث شد این سالن یکی از بزرگترین بناهای معماری روم باستان به شمار می‌رفت.
 
پلان این مجموعه به شکل بیضی به قطر‌های ۱۸۸ و ۱۵۶ متر زیر بنای آن حدود ۶ جریب می‌باشد ارتفاع آن تقریبا به اندازه یک ساختمان۱۵ طبقه می‌رسد(حدود۴۸متر) کف صحنه چوبی است و در زیر آن مجموعه‌ای از اتاقها و گذرگاهها برای عبور حیوانات وحشی و سایر تدارکات لازم جهت راه اندازی و اجرای نمایش قرار گرفته‌است. تعداد ۸۰ دیوار به عنوان تکیه گاه برای طاق‌های گنبدی شکل، گذرگاهها، پلکان و ردیف‌های صندلی، روی صحنه قرار گرفته‌است. لبه بیرونی طاق‌های متوالی باعث اتصال طبقات مختلف و پلکان بین آنها به یکدیگر شده‌است. نمای داخلی Coliseum از بالا سه ردیف طاق‌های گنبدی شکل رو در روی ستون‌ها و سر ستون‌ها قرار گرفته‌اند،
 
در ستون‌های طبقه اول سبک معماری دوریک (Doric)، در طبقه دوم سبک ایونیک (Ionic)، و در طبقه سوم سبک قرنتی (Corinthian) که نزدیک به سبک کلاسیک یونان بود، به کار رفته‌است.این بنا به دلیل عبور و مرور آسان جمعیت به داخل و خارج میدان یکی از شاهکار‌های مهندسی است در بالای این سه طبقه اصلی، طبقه زیرشیروانی شامل ستون‌های مستطیل شکل سبک قرنتی قرار دارد، فضای بین ستون‌ها با ۴۰ عدد پنجره کوچک مستطیل شکل پر شده‌است.
 
در قسمت بالا، دیوارکوب‌ها و بندگاههایی وجود دارد که تیرک‌هایی را که سایه بان‌ها به آنها آویزان است، نگه داشته‌اند. در ساخت عمارت با دقت بسیاری از انواع ترکیبات ساختمانی استفاده شده، برای فونداسیون از بتون و برای ستون‌ها و طاق‌ها از سنگ آهک (تراورتن) استفاده شده، در ستون‌های به کار رفته برای دیوار دو طبقه زیرین، از نوعی سنگ متخلخل به نام توفا (Tufa) استفاده شده‌است. برای طبقات فوقانی و اکثر طاق‌ها از آجر بتونی استفاده شده‌است.

 
 
 
 

 
 
 
 
 

 


 
دیوار چین 
 
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
 
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
 
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
 
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
 
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
 
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
 
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
 
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
 
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
 
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 


 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)،
 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند
.
تاریخچه

این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است.

ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.

این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.

سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

ماچو پیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

منطقهٔ جغرافیایی

ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

توریسم

ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.
توریست‌های ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. [۱] به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو می‌ساخت استفاده می‌شد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 پترا به عربی ( البتراء ) شهری تاریخی در کشور پادشاهی اردن
 
این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عمّان وشهر عقبه واقع شده‌است. شهری است به کمال که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گل سرخ یا رنگ صورتی تراشیده شده‌است. از اینجاست که نام این شهر زیبا پترا نهاده شده‌است. کلمه (پترا) به زبان یونانی به معنی (صخره) است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ (صخره) کنده شده‌است آنرا پترا نامیده‌اند. همچنین این شهر تاریخی وزیبا را به خاطر گل سرخ گون بودنش بنام ( المدینة الوردیة ) نیز نامیده شده‌است، در سال ۱۹۷۸ میلادی کتابی در این مورد نوشته شده‌است که از تاریخ بنای این شهر باستانی سخن می‌گوید ، مؤلف نام کتاب را (الأسرار المَدینَة الوَردِیَة) نامگذاری نموده‌است. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی (صخره) رومیان نامش را به زبان خودشان ترجمه نموده‌اند. ، درقرن اول قبل از میلاد ودر عهد شاه غسانی حارث سوم درخشید.
حدود کشور نَبَطی‌ها

حدود کشور نَبَطی‌ها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه می‌یافت. شهر پترا حلقهٔ اتصال بین تمدن سرزمین میان‌رودان (یا بین‌النهرین) و سرزمین شام و شبه‌جزیره عربستان و مصر بوده‌است. این شهر که پایتخت کشور نَبَطی‌ها بود توانسته‌بود کنترل و زمام راه‌های تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب شبه‌جزیره عربستان و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه پترا پایتخت کشور نَبَطی‌ها می‌گذشته‌اند و این شهر از رونق خاصی برخوردار بوده‌اند.
پایان حکومت نَبَطی‌ها

پایان حکومت نَبَطی‌ها و خرابی پایتخت شهر پترا بدست رومیان در سال ۱۰۵ میلادی بوده‌است، قشون رومیان در سال ۱۰۵ میلادی سرزمین نَبَطی‌ها را محاصره می‌کنند وآب را به روی ساکنان شهر می‌بندند و سرانجام بعد از مدتی آن شهر را اشغال می‌کنند و به حکومت نَبَطی‌ها خاتمه می‌دهند.
بیرون آمدن پترا از دست رومیان

در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند شهر پترا را از نفود رومی‌ها برهانند. ساکنان پترا پس از آن به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزله‌ای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر وارد آمد، ساکنان پترا را وادار نمود تا به مناطق اطراف کوچ کنند. آثار این شهر باستانی همچون دُّری در کوه می‌درخشد و یادگاری از دوران نَبَطی‌ها بجا مانده‌است که بسیار تماشایی است.
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
تاج‌محل (به هندی: तIज महल، به اردو: تاج محال)
 
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد.

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند. در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند نام برده شده‌است، که گویا خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.
 
نماد وفا و عشق ابدی

تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته‌است.
 
داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١٦٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمی دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمه ارجمند بانو همسر محبوب جهانگیر، پدر شهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو می سوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.

او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و "ممتاز محل" است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند "بیگم" خطاب می‌شد. به نوشته یک تاریخ نگار دربار گورکانی هند که با نام "قزوینی" از او یاد می‌شود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و "خرم" هیچ زن دیگری را شایسته محبت و شیفتگی ای که نثار ممتاز محل می‌کرد، نمى دانست. سال ١٦٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به "شاه جهان" ملقب شد. ممتاز محل نمى خواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نام های زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب می‌داد و از شوهرش می خواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانواده‌های بینوا نفقه تعیین می‌کرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.
 
درگذشت ممتاز محل و وصیت او
 
ممتاز محل همسر دوم شاه‌جهان در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهمش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حمله‌های جنگی ممتاز محل همراه شاه‌جهان بود. او باردار و در ماهای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود که نامش را گوهره‌بیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبره‌ای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.

مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.

به نوشته تاریخ نگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوب ترین همراه زندگی اش خلعت شاهانه اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش جهان آرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.

شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.
تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام "روضه ممتاز محل" یاد کرده اند و برخی بر این نظراند که "تاج محل" مخفف "ممتاز محل" است. "پیتر ماندی"، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشته‌هایش از "تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی" نام می‌برد.

خود شاه جهان هم که سال ها بعد، به دست پسرش اورنگزیب شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شد.
 
معماری باغ و ساختمان تاج محل

شاه‌جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوه چهارباغ‌های ایرانی ساخته شده‌است.

شاه‌جهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به‌نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.
در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه به‌چشم می‌خورد که در سمت غرب یک مسجد سه‌گنبدی وجود دارد که از ماسه‌سنگ (قهوه‌ای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمان‌سرا به کار می‌رفته‌است.

گیوین هامبلی، نویسنده کتاب "شهرهای هندوستان گورکانی"، می‌نویسد که ریشه‌های ایرانی تاج محل، نخستین و پایدار ترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل می‌کند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است.
 
هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، می افزاید: "تاج محل از بهترین نمونه‌های معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را می‌توان مشاهده کرد که شامل "چتری های راجپوتِ" پیرامون گنبد و تفاوت هایی در تناسب میان گنبد و پایه آن می‌شود. گلدسته‌ها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه "محمود خلجی" در "ماندو" ساخته شده اند، اندکی متفاوت اند. از غرایب روزگار است که که یکی از "عجایب جهان" که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است."
 
معمار و طراح تاج محل

در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده‌است اما در برخی از متن‌های متأخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده‌است. بنا به یک دستنویس بازمانده از سده ١٧ میلادی، سرمعمار تاج محل و لعل قلعه (قلعه سرخ) دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است.

علاوه بر این، در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده‌ای وی را اهل استانبول دانسته‌اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده‌اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و « امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده‌است.جدای افراد نامبرده از فردی به نام جرونیمو ورونئو اهل ونیز هم نامبرده شده است. عبدالحق شیرازی که سال ١٦٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به "امانت خان" ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل "امانت خان الشیرازی" زیر یکی از خطاطی ها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبه‌های تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.

وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می‌توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته‌است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته‌اند.

به گفته تاریخدان آمریکایی "میلو بیچ"، در این مورد می‌توان تنها گمانه زنی کرد که معمار اصلی تاج محل چه کسی بوده، اما این نکته روشن است که خود شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت ولابد در طراحی تاج محل نیز دستکم نقش یک رایزن را داشته است.

گفته می‌شود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگ‌تراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش به‌مدت بیست و دو سال کار کرده‌اند.
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
  

عجایب هفتگانه جدید جهان شنبه شب 7 ژوییه در یک مراسم رسمی در استادیوم لوز شهر لیسبون ، پایتخت پرتغال و با حضور چهره های مشهور جهانی معرفی شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه ، در خاتمه یک رای گیری که توسط یک بنیاد سوئیسی برگزار شد و در جریان آن نزدیک به 100 میلیون نفر از طریق اینترنت یا تلفن به فهرستی شامل 20 نامزد نهایی کسب عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان رای دادند ، برگزارکنندگان این رای گیری شنبه شب فهرست نهایی عجایب هفتگانه جدید جهان را در لیسبون معرفی کردند.

دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.

البته اهرام ثلاثه مصر آخرین بازمانده عجایب هفتگانه قدیم جهان کماکان مقام خود را حفظ کرده است.

رای گیری برای انتخاب عجایب هفتگانه جدید جهان بسیار جدل برانگیز بود ، زیرا هر فردی هر اندازه که مایل بود می توانست به مکان مورد نظر خود رای دهد. به طوری که براساس آمار حدود 2 میلیون اردنی از مجموع جمعیت 6 میلیونی این کشور به شهر باستانی پترا رای داده اند.

از سوی دیگر سازمان یونسکو از این طرح استقبال نکرد و آن را تنها امری مربوط به افرادی که در رای گیری شرکت کردند، دانسته است.

عجایب هفتگانه قدیم جهان عبارتند از ، اهرام ثلاثه مصر، باغ های معلق بابل ، مجسمه زئوس کوه المپ ،معبد آرتمیس ، معبد هالیکارناس ، مجسمه هرکول جزیره رودس و فار اسکندریه که از میان آنها تنها اهرام ثلاثه مصر تا روزگار ما باقی مانده است.
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

داستانی شگفت انگیز از ادیسون!

ادیسون درسنین پیری پس ازکشف لامپ،یکی ازثروتمندان به شمار میرفت ودرآمد سرشارش را تمام وکمال درآزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می‌کرد.

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می‌کرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش درآتش می سوزدوحقیقتا کاری ازدست کسی بر نمی آیدوتمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایرساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...
پسر با خود اندیشیدکه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می‌کند ولذا از بیدار کردن اومنصرف شدوخودش را به محل حادثه رساندو با کمال تعجب دیدکه پیرمرددرمقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می‌کند!!!
 پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد.اومی‌اندیشیدکه پدردر بدترین شرایط عمرش بسر می‌برد.ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر رادیدو باصدای بلندوسر شاراز شادی گفت:پسر تو اینجایی؟میبینی چقدر زیباست؟!!رنگ آمیزی شعله‌ها را میبینی؟!!حیرت آور است!!!
من فکر می‌کنم که آن شعله‌های بنفش به علت سوختن گوگرد درکنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بودواین منظره زیبارامی‌دید.کمتر کسی درطول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی راخواهد داشت! نظرتوچیست پسرم؟!
پسرحیران وگیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می‌سوزد وتو از زیبایی رنگ شعله‌ها صحبت می‌کنی؟!!!!!!
چطورمیتوانی؟! من تمام بدنم می‌لرزد وتو خونسرد نشسته‌ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند.در این لحظه بهترین کارلذت بردن از منظره ایست که دیگرتکرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می‌کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله‌های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

نتیجه جریان سازش؛ همیشه شکست بوده است/

 دولت اعتدال به افراد تندرو میدان عمل ندهد

عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: هر خطی که در راستای سازش باشد نتیجه ای جز شکست برای کشور در پی ندارد.


به گزارش صبح توس، محمد دهقان، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، در جمع تعدادی از پیشکسوتان سپاه پاسداران شهرستان طرقبه شاندیز با ابراز تأسف از وضعیت موجود در کشور مصر اظهار داشت: یکی از نکاتی که در حوادث مصر از ابتدای انقلاب روشن بود ناراحتی آمریکا از مخالفت دولت مصر علیه اسرائیل بود و در هیچ صورت آمریکا حاضر نبود که حکومتی بر علیه اسرائیل شکل بگیرد.

 

عدم وجود رهبر جامع، علت اصلی ضربه انقلاب مصر


عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: اتفاقات امروز مصر حاصل مشکلات داخلی و خارجی این کشور در طول چند ماه گذشته بود که میتوان بیشترین علت ضربه به انقلاب را عدم وجود رهبر جامع در این کشور دانست.


نماینده مردم طرقبه شاندیز و چناران افزود: عدم مدیریت صحیح مرسی و عمل نکردن به شیوه ها و تجربیات جمهوری اسلامی ایران باعث شد نقشه های دشمنان مصر گریبانگیر انقلاب نوپای مصر گردد.


دهقان تأکید کرد: با آزادی حسنی مبارک و دستگیری رهبر اخوان المسلمین به صورت ظاهری انقلاب مردم مصر را باید پایان یافته دانست.


وی یکی دانستن دوست و دشمن در کشور مصر توسط محمد مرسی را از دلایل موثر این اتفاق دانست و گفت: مرسی می توانست با تکیه و عمل بر تجربیات انقلاب اسلامی، انقلاب مصر را با قدرت پیش برده تا امروز شاهد این حوادث تلخ در مصر نباشیم.


عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به مسائل سوریه، افزود: ورود جمهوری اسلامی به مسائل این کشور باعث شد حکومت بشار اسد که نیمی از کشور را از دست داده بود و در تصرف شورشیان بود را پس گرفته و امروز با قدرت کار را پیگیری نماید.


نماینده طرقبه شاندیز تأکید کرد: هدف از حضور سلفی ها در سوریه، در انتها به جنگ و هرج و مرج در عراق و ایران می انجامید اما با درایت هوشمندانه ایران و مقاومت مردم سوریه این اتفاق عملی نشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

تصویری دیدنی از انفجار شهاب‌سنگ در جو زمین


تصویری دیدنی از انفجار شهاب‌سنگ در جو زمین
تصویری دیدنی از انفجار شهاب‌سنگ در جو بالایی زمین

در جریان بارش شهابی پرساوشی اخیر، یک عکاس و طراح آمریکایی بطور تصادفی توانسته صحنه انفجار یک شهاب‌سنگ در جو بالایی زمین را ثبت کند.

مایکل چانگ که روز 12 اوت(21 مرداد) از باغچه خانه خود در کالیفرنیا در حال تصویربرداری از بارش شهابی پرساوشی بود، ابتدا تصور کرده بود که یک شهاب‌سنگ منفجر شده و بقایای آن توسط وی ثبت شده اما در حقیقت وی لحظه پاره شدن بدنه سنگ را در جو بالایی زمین به تصویر کشیده بود.

در این حالت، شهاب‌سنگ منفجر شده اما بقایایی از خود بجای نگذاشته بود. در عوض یک حلقه در حال گسترش از گاز داغ درخشان موسوم به یک قطار مداوم از این انفجار باقی ماند.

گاز باردار در پی تراکم بوجود آمده توسط شهاب‌سنگ داغ شده و الکترون منتشر کرده بود. انفجارهای اینچنینی شهاب‌سنگها نسبتا زیاد بوده اما کمتر ثبت می‌شوند.

به گفته چانگ این رویداد تقریبا 20 دقیقه طول کشید. وی با استفاده از یک دوربین دیجیتال تک لنزی رفلکس 18 مگاپیکسل کنون 7D این انفجار را ثبت کرده است.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

برنامه تلویزیونی «یاد خدا»/1
این رفتار كه به شدت در روحیه و اندیشه ما مؤثر است، آنقدر اهمیت پیدا می‌کند که اولین دستوری که از هفت سالگی برای تربیت فرزندان داده شده است، امر کردن آنها به نماز خواندن است.
حجت الاسلام علیرضا پناهیان، چهارشنبه‌ها ساعت 19 تا 20 با حضور در برنامه تلویزیونی «یاد خدا» که به صورت زنده از شبکه قرآن پخش می‌شود، در گفتگوی تلویزیونی با موضوع «یاد خدا» شرکت می‌کند. بخش‌هایی از مطالب مطرح شده در اولین برنامه را در ادامه می‌خوانید:

رفتارها صرفاً «محصول» نیستند/ عادت‌های رفتاری، بر طرز تفکر ما  تأثیر می‌گذارد / از نقش سازندۀ رفتار در عقاید و شخصیت خود غافل نشویم

ما در مسایل دینی گاهی از اوقات به معارف و اعتقادات دینی آنقدر اهمیت می‌دهیم که اهمیت بُعد رفتاری به فراموشی سپرده می‌شود. این توجه به درون البته در ادبیات فارسی هم زیاد دیده می‌شود مانند این شعر که : «ما درون را بنگریم و حال را/ نی برون را بنگریم و قال را»

اعتقاد و تفکر اصالت دارند ولی نباید از نقش سازندۀ رفتار در عقاید و شخصیت خود غافل شویم. عمل برای ایجاد صفات، روحیات و شخصیت انسان بسیار سازنده است. نباید رفتارها را صرفاً به عنوان «محصول» دید، رفتارها می‌توانند روحیات ما را تغییر دهند. اگر به رفتاری عادت کنیم، طرز تفکر ما هم تعیین خواهد شد. رفتار ما صفات درونی ما را تغییر خواهد داد. حتی تا این حدّ که بگوییم: «شما بگو چگونه زندگی می‌کنی، تا معلوم شود چه شخصیتی پیدا کرده‌ای، شما بگو چگونه زندگی می‌کنی، تا معلوم شود چه مقدار ایمان به خدا، قیامت و معاد پیدا کرده‌ای».

چگونه می‌توانیم با رفتارمان، ایمان و اعتقادمان را تقویت کنیم؟/كم اثر بودن اعتقاد‏، با عمل انسان برطرف می‌شود
خیلی‌ها می‌پرسند چه کار کنیم که اعتقادمان به معاد افزایش پیدا کند و شوق به بهشت در درون ما قرار بگیرد؟ این افراد اگرچه معتقد به قيامت و بهشت و دوزخ هستند، ولی از این اعتقاد‏، تأثیر زیادی در روح خود احساس نمی‌کنند.

فردي از پيامبر اكرم(ص) سؤال كرد: «اي رسول خدا! چرا من مرگ را دوست ندارم؟ پيامبر(ص) پرسيدند آيا مالي داري؟ آن فرد گفت: بله. پيامبر(ص) پرسيدند آيا آن را برای آخرتت پیش فرستاده‌اي؟ گفت: خیر. حضرت فرمودند: به همين دليل است كه مرگ را دوست نداري؛ چون قلب انسان نزد مال و اموالش است؛ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ مَا لِي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَا أُحِبُ‏ الْمَوْتَ‏؟ فَقَالَ‏ لَهُ‏ أَ لَكَ‏ مَالٌ‏؟ قَالَ نَعَمْ. قَالَ فَقَدَّمْتَهُ؟ قَالَ لَا قَالَ فَمِنْ ثَمَّ لَا تُحِبُّ الْمَوْتَ لِأَنَّ قَلْبَ الرَّجُلِ عِنْدَ مَتَاعِهِ‎» مستدرک الوسلئل/2/95). يعني اگر شما یک عمل بزرگ و خوب برای آخرت بفرستید، به معاد علاقمند مي‌شوید. اين حديث نشان مي‌دهد كه عمل چه تأثيري بر افزايش ايمان به معاد دارد. مشکل كم اثر بودن اعتقاد‏، با عمل انسان برطرف می‌شود.

بسیاری اوقات «رفتار ما» از  «یادگیری» و «علم ما»  در سازندگی ما مؤثرتر است
رفتار کردن، در مقایسه با یادگرفتن، مؤثرتر است. ما آگاهی‌هایی داریم، و همان‌ها برای سعادتمندی ما در مراحل ابتدایی کافی است. این مطلب در مورد ایمان هم درست است. در مرحله اولِ ایمان، وقتی تسلیم می‌شویم و می‌پذیریم که پشت پرده واقعاً خبری هست و عالم باطنی دارد و وراء این ظاهر، خدایی نظاره می‌کند، خداوند می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ایمان بیاورید؛ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا»(نساء/136) این ایمان دوم، ایمانی است که در قلب انسان نفوذ می‌کند و به واسطه «عمل» حاصل می‌شود. به عمل باید اهمیت داد. عمل آینده ما را می‌سازد. البته نیت، گرایش‌ها، افکار و آگاهی‌ها نیز مؤثر هستند، ولی گاهی از اوقات اثر علم بسیار کمتر از عمل است.

اگر عمل مطابق آگاهی‌های صحیح انجام شود، قدرت روحی شما افزایش پیدا می‌کند. مثلاً برای علاقمند شدن به اهل‌بیت (ع) چه کار باید کرد؟ یک مقدار کتاب خواندن لازم است ولی بیشتر از آن عمل لازم است. این عمل، شخصیت و روحیات شما را به اهل‌بیت (ع) نزدیک خواهد کرد.

سبک زندگی در اسلام خیلی اهمیت دارد چون زندگی مجموعه‌ای از رفتارهای ما است؛ مجموعه‌ای از رفتارهای دائمی که به آداب و عادات تبدیل شده‌اند. سبک زندگی اگر چه از عقیده نشأت گرفته است ولی بیش از اینکه به تفکر انسان برگردد، به رفتار و عمل انسان برمی‌گردد؛ خصوصاً رفتاری که دائمی شده است و عادت و برنامه است.

الف) «نماز» يكي از كليدي‌ترين عناصر سبك زندگي/ تغییر سبک زندگی، اولین دستور دینی برای تربیت فرزند

 این رفتار كه به شدت در روحیه و اندیشه ما مؤثر است، آنقدر اهمیت پیدا می‌کند که اولین دستوری که از هفت سالگی برای تربیت فرزندان داده شده است، امر کردن آنها به نماز خواندن است. یعنی نماز که یکی از کلیدی‌ترین عناصر سبک زندگی است را باید از همان 7 سالگی وارد زندگی کرد. (قال رسول الله(ص) مخاطبا لأولياء الأطفال: امروا أولادكم بالصلاة و هم أبناء سبع و اضربوهم عليها و هم أبناء عشر؛ عوالی اللآلی/ج1/ص328 و علِّموا أولادَكُمُ الصَّلاةَ إذا بَلَغوا سَبْعا ، و اضرِبُوهُمْ علَيها إذا بَلَغوا عَشْرا؛ کنزالعمال/45330)

نماز در طول روز حداقل سه بخش از روز ما را به طور ثابت می‌گیرد و در عین حال خودش سبک زندگی طراحی می‌کند؛ لباس باید پاک باشد، وضو باید بگیریم، موانع وضو را باید برطرف کنیم و همین مقدمات، آنقدر جزئیات دارد که رعایت آن‌ها تأثیر خاصی بر سبک زندگی انسان می‌گذارد.

وقتی قسمتی از سبک زندگی با نماز اصلاح شد، انسان تعادل روحی براي كسب معارف پیدا می‌کند

این اهتمام اسلام به نماز خواندن فرزندان، قبل از این است که آموزش عقیدتی جدی یا آگاهی‌های دیگری از محیط به فرزندان ارائه شده باشد. نظر اسلام این است که فعلاً و ابتداءً باید عنصر مهمی به نام نماز در سبک زندگی او وارد شود، بعد از این عمل است که جای اندیشه باز می‌شود. وقتی یک قسمت از سبک زندگی با نماز اصلاح شد، فرزند ما تعادل روحی پیدا می‌کند، و آنگاه می‌توان در مورد سایر معارف دین با او حرف زد. ما هنوز این مسائل را جدی نگرفته‌ایم و مثلاً نماز را به عنوان یک عامل تأثیرگذار در رشد علمی نمی‌دانیم، بلکه فقط برای نماز احترام قائل هستیم.

کدام مدرسه به دانش‌آموزان اعلام می‌کند: اگر نماز نخوانید، نمی‌توانید خوب درس بخوانید؟/شکوفایی همۀ استعدادها نیازمند تعادل روحی است/نماز عامل تعادل روحی
 
کدام مدرسۀ ما به دانش‌آموزان اعلام می‌کند که اگر نماز نخوانید، نمی‌توانید خوب درس بخوانید؟ مدرسه‌ای که چنین مطلبی را بگوید، می‌توان گفت توسط مدیراني فهمیده اداره می‌شود. با نماز است که می‌توان از تمام استعدادها استفاده کرد. بدون نماز می‌توان از حداقل استعداد استفاده کرد و حتي نمره 20 هم گرفت، ولی حیف است که همۀ استعدادهای دانش‌آموز شکوفا نشود. اگر بخواهیم همه استعدادها شکوفا شود، باید تعادل روحی ایجاد شود که این کار با نماز است.

عادات و آداب رفتاری، کف و سقف پروازی ما را تعیین می‌کند 
ما باید به عمل خیلی اهمیت بدهیم. نه تنها عمل‏، بلكه عادات رفتاری هم مهم هستند و نه تنها عادات رفتاری، بلکه آن چیزی که در جامعه تبدیل به آداب شده‌اند هم بسیار مهم هستند. آداب، بسیار مهم هستند و سقف و کف پروازی ما را تعیین می‌کنند. این آداب بخشی از فرهنگ را شکل می‌دهند. اهمیت عمل، اهمیت عادات و اهمیت آداب اجتماعی باعث اهمیت یافتن سبک زندگی از نظر اسلام شده است.

ب) «ادب‏»، يكي از مفاهيم مرتبط با سبك زندگي است
چه مفاهیم ديگري را هم‌خانواده یا مترادف سبک زندگی می‌توان در دین سراغ گرفت؟ ادب‏، يكي از مفاهيم مرتبط با سبك زندگي است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «بهترین چیزی که پدران و مادران برای فرزندان خود به ارث می‌گذارند، ادب است؛ إِنَّ خَيْرَ مَا وَرَّثَ‏ الْآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ الْأَدَب‏»(کافی/ج8/ص150)

ادب یعنی مجموعه رفتارهایی که به‌هنجار هستند و ما خود را به آن عادت داده‌ایم. ادب‏، حسن خلق را به دنبال دارد. ادب جزء رفتارهای حیاتی و ضروری برای حیات انسان به شمار نمی‌آید، ولي مجموعه مفاهیمی که ذیل آداب مطرح می‌شوند، در سبک زندگی نقش و اثر محوری دارند. اصل غذا خوردن بین انسان‌ها مشترک است ولی اینکه چه غذایی و چه ساعتی و چگونه خورده شود، به آداب مربوط است. آداب عبادی، سبک عبادت ما را تعیین می‌کند. آداب لباس پوشیدن، سبک لباس پوشیدن و همینطور آداب حرف زدن، آداب چیدمان زندگی و ... در آداب تعریف می‌شوند.

ج) تقوا، از دیگر مفاهیم مرتبط با سبک زندگی است/ تقوا‏، ستون خیمه سبک زندگی اسلامی است
یکی دیگر از مفاهیم هم‌خانواده یا مترادف با سبک زندگی کلمه کلیدی «تقوا» است که کاملاً با سبک زندگی مرتبط است. چون تقوا، یک رفتار دائمی است که تبدیل به ملکه می‌شود. تقوا که به معنای یک مراقبت دائم است، نه تنها یک عنصر در سبک زندگی است، بلکه به عنوان ستون خیمۀ سبک زندگی اسلامی مطرح است.

د) بسیاری از دستورات دینی نقش مهمي در تعيين سبك زندگي دارند
غیر از این دو مفهوم کلی و کلان (یعنی ادب و تقوی)، بسیاری از دستورات دینی در زمینه‌های مختلف، تعیین‌کنندۀ نوع سبك زندگي هستند. به نظر می‌رسد یک دستور کلی در مورد سبک زندگی وجود داشته که این موارد برای پر کردن جزئیات آن دستور کلی هستند. اين دستورات به نوعی هستند که سبک زندگی ما را طراحی می‌کنند.

مهمترین ویژگی‌های سبک زندگی خوب و مناسب
 مجری: یک سبک زندگی خوب و مناسب چه ویژگی‌هایی دارد؟
1. مفيد بودن (انطباق با منافع) /اطعام مالی توسط داغدیده، برخلاف سبک زندگی اسلام
وقتی یک سبک زندگی شکل می‌گیرد یا طراحی می‌شود، باید به الگویی برسیم که چند ویژگی مهم داشته باشد.

یکی از ویژگی‌ها این است که عناصر سبک زندگی باید مفید باشند، نه مضر. نباید عنصری در سبک زندگی ما باشد که ما را از منافع خود دور کند و به ما ضرر بزند. بلکه باید در سبک زندگی به دنبال این باشیم که به خود و دیگران نفع برسانیم.

به عنوان مثال، یکی از رسم‌های غلطی که ما داریم این است که وقتی کسی از دنیا می‌رود، در کنار داغ مصیبت و لطمه روحی که براي بازماندگان دارد، یک لطمه مالی هم باید به آنها وارد شود و دیگران را اطعام کند، در حالی که سبک زندگی اسلامی اینطوری نیست. پس اولین ویژگی سبک زندگی خوب این است که باید منطبق با منافع باشد.

2. زيبا بودن‏/ خرج برای عطر
دومین ویژگی سبک زندگی خوب این است که باید زیبا باشد و زندگی را دل‌چسب قرار دهد. باید بین این دو ویژگی جمع کرد. نه باید آنقدر منفعت‌پرست شد که هیچ پولي خرج زیبایی نکنیم و مثلاً پول عطر ندهیم و نه اینکه آنچنان به دنبال زیبایی برویم که کار به تجمل بکشد. زیبایی و آراستگي ظاهری در سبک زندگی بسیار مهم است.

3. محبوب بودن
عنصر دیگری این است که سبک زندگی باید محبوب انسان باشد. انسان به سبک زندگی‌اش باید عشق بورزد.

4. پُر نشاط بودن/پرخوری شب مانع نشاط روز
ویژگی دیگر نشاط آور بودن سبک زندگی است. سبك زندگي بايد نشاطی در انسان ایجاد کند که انسان به خدا و نعمت‌های خدا عشق بورزد و با سرزندگي بيشتري به زندگي بپردازد. نباید عاداتی داشته باشیم که نشاط ما را از بین ببرد.

به عنوان مثال، مثلاً پرخوری در شب و دیر بیدار شدن صبح که باعث می‌شود در روز و به هنگام کار نشاط لازم را نداشته باشیم، سبك زندگي مناسبي نيست.

به عنوان مثال دیگر، در گفتار بايد توجه کنیم که چگونه سخن بگوییم که دیگران به نشاط بیایند؛ از کلمات نیش‌دار و كنايه‌آميز استفاده نکنیم، یا اگر به کسی علاقه داشتیم، به او ابراز کنیم. همۀ این موارد نشان می‌دهد اسلام به دنبال طراحی و تحمیل یک سبک زندگی خشک و تلخ نیست.

برای رسیدن به سبک زندگی صحیح، یک ارادۀ جمعی نیاز است
برای رسیدن به سبک زندگی صحیح، یک اراده جمعی نیاز است. همه باید با همدیگر همکاری کنند تا سبک زندگی خودمان را تغییر دهیم. همه باید بنا داشته باشیم که سبک زندگی خود را تغییر دهیم. هم یک اراده و بنای عمومی لازم است و هم یک ارادۀ فردی لازم است. اگر هر فرد تصميم به اصلاح سبك زندگي خودش داشته باشد‏، در كنار آن عزم جمعي؛ سبك زندگي بهبود پيدا مي‌كند.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 
«ایران» با رای مردم دنیا در مسابقه گردشگری اول شد!
 
مردم جهان با رأی به پوسترهای گردشگری کشورهای عضو UNWTO (سازمان جهانی جهانگردی) «ایران» را در صدر کشورهای دنیا قرار دادند.
 
به گزارش جهان، منوچهر جهانیان، معاون گردشگری کشور در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: سازمان جهانی جهانگردی مسابقه پوستر گردشگری برگزار کرده است که بخشی از داوری این مسابقه بر عهده مردم کشورهای جهان است.

وی افزود:‌ این مسابقه مربوط به پوسترهای گردشگری کشورهای عضو سازمان جهانی جهانگردی است که ایران نیز با پوستر « ایران؛ دروازه ملل» در این مسابقه شرکت کرده است. تصویر این پوستر دروازه ملل تخت جمشید است.

معاون گردشگری کشور گفت: در این مسابقه، مردم جهان بیشترین رأی را به پوستر ایران داده‌اند که بر اساس نتایج اعلام شده، ایران، رتبه اول و بعد از آن، کشورهای ارمنستان و بوتان قرار گرفته‌اند.


جهانیان ادامه داد: در حین برپایی مجمع جهانگردی (یکم تا هفتم شهریور در زیمباوه) نیز هیئتی درباره این پوسترهای برگزیده اعمال نظر می‌کنند و نتیجه نهایی اعلام می‌شود.

وی در پاسخ به اینکه برگزیده شدن ایران در این مسابقه چه مزایایی دارد؟ گفت: از جمله مزایای برتری در این مسابقه این است که به مدت یک سال بر دیوارهای سازمان جهانی جهانگردی این پوستر نصب می‌شود و در بروشورها، وب سایت و تبلیغات سازمان جهانی جهانگردی، پوستر کشور برگزیده استفاده می‌شود و در معرض دید جهانیان قرار می‌گیرد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

جایگاه اعتدال در اسلام

یکی از ویژگی های بارز دین مقدس اسلام که آن را از ادیان دیگر متمایز می سازد، اعتدال و میانه روی است. قرآن مجید، امت اسلامی را (امت وسط) نامیده است: (و کذلک جعلناکم امة وسطاً؛3 ما شما را امتی وسط قرار دادیم). و در آیه ای دیگر، امت اسلامی را بهترین امت پدید آمده از میان مردم می داند. [1]
 
امام صادق(ع) در تبیین بهترین امت می فرماید: آنها امتی هستند که خداوند در بین آنها و از میان آنها و به سوی آنها برانگیخت و آنها مردمی میانه رو هستند؛ از این رو بهترین امتی هستند که برای مردم فرستاده شده اند. [2]
 
جایگاه اعتدال با نمونه های زیر روشن تر می شود:
 
1 اعتدال، شیوه معصومان: در فرهنگ دینی پیشوایان دین، اعتدال به حدی مورد توجه است که به داشتن آن افتخار نموده و در مقام تعریف، خویشتن را با آن معرفی می کنند. امام باقر(ع) می فرماید: (نحن الامة الوسط؛[3] ما امت وسط و میانه هستیم.)
 
2 اعتدال، بهترین خط مشی: از نظر اسلام تعادل و اعتدال، یکی از دوست داشتنی ترین و بهترین امور محسوب می شود. رسول اکرم(ص) می فرماید: (خیار الامور اوسطها و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق؛[4] بهترین کاره، معتدل ترین آنهاست و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، معتدل ترین آنها در کارهای حق باشد.)
 
3 اعتدال، صفت مؤمن: امام علی(ع) یکی از صفات مؤمن را اعتدال در زندگی می داند و می فرماید: (المؤمن سیرته القصد؛[5] شیوه مؤمن، میانه روی است.)
 
4 اعتدال، هدیه الهی: از روایات معصومین بر می آید که همه افراد نمی توانند خود را به صفت اعتدال بیارایند، بلکه تنها شامل کسانی می شود که از لطف الهی برخوردارند. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: زمانی که خداوند متعال اراده کند به بنده اش خیری برساند، میانه روی و تدبیر را به او الهام می کند و بی تدبیری و زیاده روی را از او دور می سازد[6].
 

پی نوشت:
[1] آل عمران(3) آیه 110.
[2] بحار الانوار، ج 24، ص 153.
[3] همان، ج 22، ص 441.
[4] مستدرک الوسائل، ج 8، ص 255.
[5] غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 388.
[6] همان، ج 3، ص 175.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

افتتاح خانه فرهنگ شاندیز

درروزخبرنگارخانه فرهنگ شاندیزدرمحدوده پارک جنگلی شهرشاندیز افتتاح شد.این اقدام فرهنگی

 باتغییرکاربری رستوران حاشیه رودخانه صورت گرفته است و درآن فعلا"عکس هایی ازشاندیزوطبیعت

 و مردم آن و ... مشاهده می شودکه به سایرامکانات فرهنگی درآینده تجهیزخواهدشد.

   

 به گزارش ما جلسه تقدیر از خبرنگاران طرقبه شاندیز در حالی برگزار شد که 5 روز از روز خبرنگار گذشت.                                  

 این مراسم به همت انجمن صنفی خبرنگاران شهرستان طرقبه شاندیز و حمایت های شهرداری های طرقبه و شاندیز در پارک جنگلی شاندیز با حضور معاون فرماندار، رؤسای ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، مخابرات شهرستان ،بخشدار و شهردار شاندیز و نیزاعضای منتخب شوراهای اسلامی دو شهر ساعت 21 بیست و یکم مرداد ماه جاری برگزار شد.

 قبل از شروع این مراسم خانه فرهنگ شهر شاندیز با حضور مسئولین و خبرنگاران شهرستان افتتاح شد.

 در این برنامه محمد عابد خراسانی با اعلام اینکه در سال 91 انجمن تشکیل و تنها چند جلسه برگزار شد و کار خاصی برای خبرنگاران صورت نپذیرفت افزود: امیدواریم در سال جاری با افتتاح دفتر انجمن در طرقبه شاهد اتفاقات خوبی برای این قشر پر تلاش باشیم.

 سپس قاسم رفیعا مدیر مسئول دو هفته نامه چشمه عسل برخی مشکلات و موانع کار خبرنگاران را در سطح شهرستان مطرح نمود و خواستار توجه بیش از پیش به این قشر زحمت کش شد.

 در ادامه مراسم محمد رشید معاون فرماندار طرقبه شاندیز ضمن تبریک روز خبرنگار از تلاش های بی شائبه اصحاب رسانه تقدیر کرد و گفت: خبرنگاری جزو مشاغل سخت و زیان آور است و دارای مخاطرات فراوان و اعلام آمادگی برای گذاشتن جلسه ای با خبرنگاران و بیان مسائل شان را کرد.

وی خبرنگار را قلم و زبان گویا و حلقه واسط بین مردم و مسئولین دانست و افزود: اطلاع رسانی دقیق و در زمان مؤثر می تواند در شناساندن شهرستان زیبای طرقبه شاندیز بسیار مفید باشد.

 گفتنی است در پایان مراسم سرپرست اداره فرهنگ وارشاد اسلامی طرقبه شاندیز برخی نکات و مطالبات دوسویه مسئولین و خبرنگاران را متذکر شد و گفت: مسئول روابط عمومی فرمانداری طرقبه شاندیز طی نامه ای برخی خواسته های خبرنگاران را اعلام داشته اند و با دستوری که جناب فرماندار به اینجانب داده اند تلاش خواهیم داشت در اجرایی کردن آن ها همت بگماریم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

عضو هیئت رئیسه مجلس با بیان اینکه حتماً رئیس‌جمهور انتظار ندارد مجلس چشم‌بسته به کابینه پیشنهادی رأی دهد، گفت: مجلس نمی‌تواند نسبت به افرادی که در فتنه ۸۸ نقش ایفا کردند، بی‌تفاوت باشد.

 

 

 

 

 

 

 

  محمد دهقان نماینده مردم طرقبه شانديز و چناران در مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به کلیت کابینه پیشنهادی رئیس جمهور، اظهار داشت: بنای اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان مجلس بر تعامل با دولت جدید است.

وی افزود: به همین دلیل هم با اینکه امکان دارد نقص‌هایی در هر یک از وزرای پیشنهادی مشاهده کنند اما مجلس به اکثریت کابینه پیشنهادی رأی اعتماد خواهد داد چرا که مجلس به دنبال بهانه‌جویی و بهانه‌تراشی نیست.

دهقان اضافه کرد: این طور نیست که مجلس بخواهد ایراداتی که ممکن است برخی وزرای پیشنهادی داشته باشند، مستمسک قرار داده و به خاطر آن ایرادات به کابینه پیشنهادی رأی ندهد و این اتفاق نمی‌افتد.

وی در این خصوص توضیح داد: بالاخره هر انسانی ایرادی دارد و مجلس از بعضی ایرادات طبیعی و جزئی اغماض می‌کند اما در کنار این موضوع نمایندگان مجلس چند دغدغه دارند که آن دغدغه‌ها ایراد جزئی نیستند بلکه آنها خط قرمز مجلس هستند.

عضو هیئت رئیسه مجلس نهم، اولین دغدغه نمایندگان را داشتن سلامت اقتصادی وزرای پیشنهادی و اطرافیان آنها دانست و گفت: کسی که می‌خواهد بخشی از اداره امور کشور را بر عهده بگیرد، باید سابقه، تجربه و گذشته‌ خود و اطرافیان نزدیکش پاک باشد.

دهقان افزود: البته برخی افراد از لحاظ مالی خودشان دارای سلامت هستند اما ممکن است به خاطر اینکه می‌خواستند در قدرت بمانند به افراد ناپاکی باج داده باشند که این موضوع محل اشکال است.

وی اضافه کرد: افراد می‌فهمند که اگر خودشان ناپاکی اقتصادی داشته باشند با آنان برخورد می‌شود اما به خاطر اینکه برای‌شان قدرت از ثروت دنیا هم شیرین‌تر است، به خاطر ماندن در قدرت حاضرند به اصحاب قدرت و ثروت باج دهند که مجلس این موارد را بررسی می‌کند.

نماینده طرقبه شاندیزوچناران در مجلس گفت: نمایندگان مجلس روی موارد اینچنینی یا اخباری که درباره این موضوعات پخش می‌شود، حساسیت دارند و ارزیابی می‌کنند که این مطالب چقدر صحت دارد.

دهقان متذکر شد: منظورمان از طهارت اقتصادی این نیست که خود وزیر پیشنهادی صرفاً پاک باشد بلکه منظور این است که افراد ناپاک اطراف او تجمع نکنند و به‌نظرم این موضوع برای اکثریت نمایندگان حساسیت دارد.

وی با بیان اینکه هیچ‌یک از نمایندگان بر اساس توهم نظر نمی‌دهد بلکه بر اساس گذشته و سابقه مکتوب و مضبوط افراد نظر می‌دهند، تصریح کرد: نکته بعدی کارآمدی وزرای پیشنهادی است که تأکید داریم کسی که می‌خواهد بخشی از اداره امور کشور را به دست گیرد، باید فردی توانمند و کارآمد باشد.

دهقان ادامه داد: وزرای پیشنهادی باید با وزارتخانه‌هایی که برای تصدی آنها معرفی شده‌اند، ارتباط و نسبت به آن شناخت و تخصص داشته باشد و اگر کسی فاقد این ویژگی ضروری باشد، نمایندگان به این مسأله هم به عنوان نقطه منفی نگاه می‌کنند.

وی با یادآوری اینکه حتماً سوابق، توان و گذشته افراد نسبت به اینکه مجلس به او رأی دهد یا ندهد کمک می‌کند، خاطر نشان کرد: ما وزارتخانه تشکیل دادیم که فرد کارآمدی برود و مشکلات مردم را حل کند وگرنه اگر قرار باشد یک فرد ناکارآمد سکان وزارتخانه‌ای را بر عهده گیرد، قطعاً با مشکل مواجه می‌شویم.

«وزیر ناکارآمد و ناتوان، معاونانی از جنس خودش انتخاب می‌کند و طبعاً این وظیفه مجلس و نمایندگان ملت است که نسبت به این مسأله توجه ویژه‌ای داشته باشند».

نماینده طرقبه و چناران در مجلس در ادامه به بیان دغدغه سوم نمایندگان مجلس پرداخت و گفت: نکته سوم، در اصل برای نمایندگان معیار اول و آن هم وفاداری به نظام اسلامی است.

دهقان افزود: کسی که می‌خواهد وزیر جمهوری اسلامی ایران شود، باید به نظام و هنجار‌های آن وفادار بوده باشد؛ این وفاداری هم به سخن گفتن نیست بلکه در سابقه افراد این موضوع سنجیده می‌شود.

«یکی از شاخصه‌های وفاداری یا عدم وفاداری به انقلاب اسلامی، مواضع فرد پیشنهاد شده در جریان فتنه 78 و 88 است؛ کسی که در فتنه‌ 78 و 88 به این نظام و انقلاب وفادار نبوده، ممکن است در فتنه‌هایی که دشمنان در آینده برای ما ایجاد کنند، نقش ایفا کند و لذا ما نمی‌توانیم به فردی که قبلاً وفاداری خود را به اثبات نرسانده، اعتماد کنیم و او را در صدر بخشی از نظام اسلامی قرار دهیم».

دهقان با تأکید بر اینکه وفاداری کارگزاران نظام برای ما از همه چیز مهم‌تر است و موضوع فتنه هم یک مسأله سیاسی، جناحی یا گروهی نیست، اضافه کرد: ما می‌فهمیم که آقای روحانی رئیس‌جمهور ایران شده و کسانی هم که قرار باشد انتخاب شوند، طبعاً باید هم‌تراز فکری با او باشند.

وی ادامه داد: ما در این موضوع تردید و توقعی نداریم که یک فرد از جناح دیگر در کابینه حضور داشته باشد و اصلاً مجلس انتظار ندارد آقای روحانی وزیری از یک جناح دیگر معرفی کند ولی مجلس توقع دارد افرادی که قرار است وزیر جمهوری اسلامی ایران شوند، انسان‌های وفادار به این انقلاب و البته وفاداری‌شان به انقلاب را هم در گذشته ثابت کرده باشند.

دهقان متذکر شد: اگر فردی در فتنه 78 که ماجرای کوی دانشگاه اتفاق افتاد، نه تنها وفادار نبوده بلکه عکس منافع نظام عمل کرده، مجلس حتماً نسبت به این فرد حساسیت نشان خواهد داد.

این عضو هیئت رئیسه مجلس با بیان اینکه ملت کاملاً می‌فهمند که در فتنه 88 چه خبر بود، گفت: فتنه 88 برای قرار دادن مردم در مقابل یکدیگر و ایجاد یک جنگ داخلی و نابود کردن نظام اسلامی بود.

دهقان افزود: کسانی که در آن فتنه نه‌تنها وفاداری خودشان به نظام را ثابت نکردند، بلکه نقش منفی هم ایفا کردند، طبعاً مجلس نسبت به این افراد نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد.

وی با تأکید بر اینکه آقای رئیس‌جمهور حتماً توقع ندارد مجلس چشم‌بسته به کابینه پیشنهادی او رأی دهد، گفت: ما هم احترام آقای رئیس‌جمهور را خواهیم داشت و هم قصد تعامل و برخورد مثبت با وزرای پیشنهادی را و به دنبال خُرده‌گیری و مچ‌گیری و بهانه‌ جویی نیستیم.

این عضو هیئت رئیسه مجلس در عین حال تصریح کرد: مسائلی کلان و اساسی وجود دارد که حتماً اگر با آقای رئیس‌جمهور هم گفت‌وگو شود، نسبت به آنها حساسیت خواهد داشت ولی ما الآن باید خودمان تصمیم بگیریم؛ آن‌هم نه بر اساس نگاه‌های سیاسی و گروهی یا سلایق شخصی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 

GPS مغز انسان کشف شد

به گزارش خبرگزاری مهر، این سلول شبکه ای که نام خود را از الگوهای شبکه ای سه گوش گرفته که طی آن این سلول موقعیت یابی را فعال می کند درمیان سایر سلولهای مغز مشخص است چرا که فعال شدن آن نشان دهنده چندین نقطه دیگر است. این رفتار شیوه ای است که سلولهای شبکه ای به مغز امکان ضبط سرنخهای موقعیت یابی است. این نوع موقعیت یابی ادغام مسیر نامیده می شود.
دکتر جاشوا جاکوبز استادیار دانشکده مهندسی زیست پزشکی دانشگاه دریکسل که محقق اصلی این پروژه بود، گفت: مسئله مهم این است که این الگوی شبکه ای بسیار دارای استحکام است چرا که نشان می دهد چگونه مردم می توانند نقاطی که در آن حضور داشته اند را حتی در یک محیط جدید به خاطر بسپارند. محققان توانستند برای تشخیص این سلولها فرصت نادری برای مطالعه آمار مغز بیماران مبتلا به صرع با الکترودهای کاشته شده در اعماق مغزشان به عنوان بخشی از درمان بدست آورده بودند.
آنها نتایج تحقیقات خود را در آخرین شماره مجله عصب شناسی منتشر کردند. در طی این تحقیقات، 14 بیمار یک بازی ویدئویی انجام دادند که آنها را برای رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر و به دست آوردن برخی اشیاء و یادآوری بازگشت به نقطه ای که هرکدام از اشیاء بود، به چالش کشیده شدند. این تیم با این آزمایش رابطه بین موقعیت یابی داوطلبان در بازی ویدئویی و فعالیت نورونها را بررسی کردند.
جاکوبز گفت: هرکدام از سلولهای شبکه ای به چندین موقعیت فضایی که به شکل یک شبکه مرتب شده اند، پاسخ می دهند. این الگوهای مثلثی یک الگوی مغزی است که نقش مهمی در موقعیت یابی ایفا می کند. بدون این سلولهای شبکه ای به نظر می رسد که انسان اغلب راه خود را گم می کند و صرفا به مشخصه های مسیر اتکا خواهد کرد. از این رو سلولهای شبکه ای برای حفظ حس موقعیت در یک محیط حائز اهمیت است.
این سلولها پیشتر در موشها کشف شده بود اما نتایج این گروه تحقیقاتی نشان می دهد که الگوهای شبکه ای این سلولها در انسانها رایج تر از موشها است چرا که این سلولها نه تنها در قشر درون بینی مغز قرار گرفته بلکه در قشر کمربندی مغز نیز مشاهده شده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 

اگراصول‌گرایان ائتلاف می‌کردند،انتخابات در

مرحله اول پایان نمی‌یافت .

 

یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ضمن بررسی فرآیند پیروزی حسن روحانی، رییس جمهور منتخب به تحلیلی از چرایی شکست اصولگرایان در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخت.

 

 

 

  

 

 محمد دهقان در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با تاکید بر اینکه سازوکار انتخابات در کشور سازوکاری بسیار دموکراتیک و در جهان بی‌بدیل است، گفت: تا دو روز قبل از زمان برگزاری انتخابات هیچکس نمی‌توانست پیش‌بینی دقیقی از نتیجه انتخابات داشته باشد شاید حتی تا روز برگزاری انتخابات نیز تمامی کاندیدا‌ها و طرفدارانشان به این نتیجه رسیده بودند که انتخابات به مرحله دوم خواهد رسید و نتیجه در یک مرحله مشخص نخواهد شد.

وی افزود: این پیش‌بینی در بین همه وجود داشت و کسی این برداشت را نداشت که انتخابات در دور اول تمام می‌شود، البته به دلیل چارچوب دموکراتیک حاکم بر جمهوری اسلامی و ساز و کار محکم در انتخابات و همچنین پنهان بودن آرای مردم نتیجه اینگونه رقم خورد.

این نماینده اصولگرای مجلس با تاکید بر اینکه نظام جمهوری اسلامی پاسدار آرای مردم است، گفت: اگر آقای روحانی 250 هزار رای را کسب نمی‌کرد این انتخابات به دور دوم کشیده می‌شد که آن زمان نتیجه قابل پیش‌بینی نبود. بنابراین این موضوع خود گواه آن است که نظام، مسوولان و سازوکار انتخابات همیشه برپایه حفاظت از رای مردم بوده است.

این عضو هیات رییسه مجلس در ادامه درتوضیح چرایی اقبال مردم به حسن روحانی گفت: آقای روحانی تا قبل از پشتیبانی علنی آقای هاشمی و آقای خاتمی و همچنین وحدت اردوگاه اصلاح‌طلبان رای بالایی نداشت، موضوعی که در تمام نظرسنجی‌ها به وضوح مشخص بود.

وی افزود: البته بخشی از رای آقای روحانی رای بخشی از متدینین جامعه بود که چون به تن ایشان لباس روحانیت و لباس پیغمبر (ص) را دیدند، رای دادند. چون این بخش از جامعه هیچ نگاه سیاسی به مسائل ندارد و شاید به سابقه فعالیت سیاسی افراد نیز توجه نمی‌کنند، این تعداد از مردم وقتی دیدند فردی روحانی در میان کاندیدا‌های غیرروحانی وجود دارد ترجیح دادند به این فرد رای دهند.

دهقان اضافه کرد: ‌این بخش از جامعه، روحانیت، نظام و انقلاب را قبول دارند و طبیعتا روحانی بودن رییس جمهور برای آنها اولویت دارد. بر این اساس آرای آقای روحانی در شهرستان‌ها به ویژه روستاها بیانگر این واقعیت است که بخشی از رای آقای روحانی رای سیاسی اصلاحات نبوده و رای متدینین روستاهاست که به لباس پیغمبر بر دوش آقای روحانی رای داده‌اند.

وی تاکید کرد: آقای روحانی قبل از آنکه رای خود را مرهون آقای هاشمی و آقای خاتمی بداند باید آن را مرهون لباس پیغمبری بداند که بر دوش خود انداخته است. این موضوع به خوبی با نگاهی به آرای کسب شده آقای روحانی در روستاها و برخی شهرها به ویژه در بین قشر روحانی سنتی قابل اثبات است.

این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با بیان اینکه در شهرهای کوچک، عمدتا روحانیت سنتی به آقای روحانی رای دادند، گفت: این افراد چون آقای روحانی را فردی معمم و مزین به لباس روحانیت دیدند، به ایشان رای دادند.

دهقان در ادامه یادآور شد: از طرف دیگر آقای روحانی در زمان اعلام کاندیدا‌توری‌اش تاکید کرد که به طور مستقل در عرصه انتخابات حضور یافته، حتی در نامه‌ای به آقای خاتمی گفت که نماینده هیچ جریان سیاسی نیست و می‌خواهد دولتی اعتدالی از اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و تمامی سلایق تشکیل دهد این شعار در جلب نظر بخش مهمی از مردم که گرایش سیاسی ندارند، تاثیرگذار بود.

وی در عین حال گفت: ‌البته نباید استقبال و پشتیبانی آقای هاشمی و آقای خاتمی را در جلب نظر مردم برای رای به آقای روحانی نادیده گرفت چون بعد از این اعلام حمایت سیاسیون اصلاح‌طلب از سراسر کشور برای جمع کردن رای به نفع آقای روحانی تلاش کردند.

این نماینده اصولگرای مجلس در ادامه با بیان اینکه بخشی از رای آقای روحانی ناشی از عدم وحدت اصولگرایان بود، گفت: حدود 20 تا 30 درصد مردم تا شب و یا حتی روز انتخابات، کاندیدا‌ی موردنظرشان را انتخاب نمی‌کنند. این فرهنگ در بین این بخش از جامعه جاافتاده است که رای‌شان را تنها در سبد کاندیدا‌ی پیروز بیندازند به همین دلیل وقتی می‌بینند موجی به سمت فردی راه افتاده است با آن موج همراه شده و به آن کاندیدا رای می‌دهند.

دهقان ادامه داد: این افراد وقتی دیدند که اقبال مردم به آقای روحانی در روز پنجشنبه افزایش پیدا کرده، حدس زدند که ایشان پیروز میدان خواهند شد به همین دلیل این 30 درصد مردم رای‌شان را در سبد آقای روحانی ریختند، رای‌ای که در انتخابات تعیین کننده بود و به دلیل عدم وحدت اصولگرایان به سمت آقای روحانی سوق پیدا کرد.

وی تاکید کرد: اگر اصولگرایان وحدت می‌کردند این بخش از جامعه که به آقای روحانی رای دادند به کاندیدا‌ی متحد اصولگرایان رای می‌دادند طبیعتا در چنین شرایطی انتخابات در مرحله اول به پایان نمی‌رسید.

این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس درارزیابی از چرایی عدم وحدت و اجماع اصولگرایان بر یک کاندیدا‌ی واحد گفت: اصولگرایان از لحاظ فکری، تنوع سلایق دارند؛ به طوری که سلایق متعددی در بین اصولگرایان وجود دارد هرچند این تنوع سلایق در بین اصلاح‌طلبان نیز هست، اما در بین اصولگرایان تنوع سلایق مدیریت نمی‌شود. اتفاقی که دربین اصلاح‌طلبان توسط آقای هاشمی و آقای خاتمی مدیریت شد و توانستند به وحدت برسند.

دهقان اضافه کرد:‌ بخشی از بزرگان اصولگرا که باید با مدیریت سلایق موجود در این اردوگاه وحدت ایجاد می‌کردند از یک کاندیدا‌یی که کمتر در بین اصولگرایان رای داشت حمایت کردند که این موضوع قابل تامل است و باید چرایی آن مورد بررسی قرارگیرد.

وی خاطر نشان کرد: بخش دیگری از اصولگرایان تصور دقیقی از انتخابات نداشتند. آنها فکر می‌کردند که در مرحله اول پیروز انتخابات هستند و جریان دیگر از اصولگرایان به خاطر دیدگاه نسبت به سایر اصولگرایان و تحلیل نسبت به وضعیت کشور راجع به کاندیدا‌توری خود دچار تعصب شده و توجهی به سایر کاندیدا‌های اصولگرا نکرد.

دهقان ادامه داد: یکی از کاندیدا‌های اصولگرا که رای بیشتری داشت و می‌توانست برای اجماع مورد توجه سایر اصولگرایان قرار گیرد به خاطر توجه کمتر به این اردوگاه نتوانست نظر شخصیت‌های مرجع و موثر اصولگرا را با خود همراه کند و در وسط میدان تنها ماند.

این نماینده اصولگرای مجلس تصریح کرد: در این بین نه تنها جریان موثر سیاسی از این فرد حمایت نکرد بلکه همه شروع به تخریب این کاندیدا‌ کردند. به طوری که رای این فرد که در نظرسنجی‌ها 25 تا 30 درصد بود براثر تخریب‌ها به حدود 17 درصد رسید که بررسی چرایی این اتفاق قابل تامل است.

وی اضافه کرد: تفرقه بین اصولگرایان و وحدت بین اصلاح‌طلبان در پیروزی آقای روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری موثر بود، اما این به معنی پیروزی اصلاح‌طلبان و بالا بودن رای آنها نیست.

دهقان توضیح داد: در انتخابات شوراها با وجودی که اصلاح‌طلبان در اکثر شهرهای بزرگ لیست واحد داشتند و اصولگرایان از لیست چندگانه‌ای برخوردار بودند اما اصولگرایان پیروز انتخابات شدند.

این نماینده اصولگرای مجلس افزود: این موضوع خود دلیل بر این است که رای آقای روحانی، رای اصلاح‌طلبان نیست چون اگر اصلاح‌طلبان رای بالایی داشتند طبیعتا باید در انتخابات شوراها نیز پیروز می‌شدند اتفاقی که رخ نداد و آنها در اکثر شهرها بزرگ پیروز نشدند.

منبع:سایت دکترمحمددهقان نماینده شهرستان طرقبه شاندیز وعضوهیات رئیسه مجلس

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

جلسه مشترک مدیران دستگاه های اجرایی و مقامات قضایی شهرستان طرقبه شاندیز در

 محل شهرداری  طرقبه برگزار گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش ما، این جلسه که با حضور محمد دهقان، نماینده مردم طرقبه شاندیز و چناران در مجلس شورای اسلامی برگزار گردید مسئولین اجرایی شهرستان با ذکر برخی موانع و مشکلات خواستار پیگیری و اجرای سریع احکام قضایی در خصوص پرونده های خاص شدند.


دکترمحمد دهقان در این دیدار با تأکید بر برخورد با متخلفین اظهار داشت : متأسفانه شهرستان طرقبه شاندیز مورد هجوم ساخت و سازهای غیر منطقی قرار گرفته است و ظلم زیادی به آینده این شهر و فضای سبز آن شده است.


عضو هیئت رئیسه مجلس نشان کرد : باید از ساخت ساختمان های بزرگ و خشن در باغات منطقه و همچنین ساخت بنا در زمین هایی که کاربری مسکونی ندارند جلوگیری کنیم.


وی تأکید کرد : باید با رعایت قانون و استفاده از ظرفیت های موجود نگذاریم برخی افراد قدرتمند و صاحب نفوذ در ادارات به این شهرستان خیانت کنند.


در ادامه این جلسه دادستان شهرستان طرقبه شاندیز افزود : در بسیاری از ساخت و سازهای غیر مجازدر

 این شهرستان مسئولین مصمم به جلوگیری و برخورد با متخلفین نیستند.


طاهری منش تصریح کرد : هرگاه مسئولین برای برخوردبامتخلفین مجوزی ازماخواستندبه سرعت صادرکرده

ایم و سعی در همراهی با مسئولین برای اجرای قانون داشته ایم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

حضور ۳ خراساني در کابينه دولت يازدهم
 

محمد جواد رنجبر/ با آغاز به کار رسمي دکتر حسن روحاني به عنوان رئيس جمهوري از روز شنبه هفته گذشته، بخشي از اعضاي کابينه دولت يازدهم مشخص شدند که در اين ميان، تاکنون ۳ تن از اعضاي کابينه و هيئت دولت خراساني هستند. به گزارش خراسان رضوي، روز يکشنبه هفته گذشته و در جريان مراسم تحليف رئيس جمهور، دکتر روحاني فهرست 18 وزير پيشنهادي خود را براي کسب راي اعتماد تقديم مجلس کرد که در اين ميان سه وزير پيشنهادي رئيس دولت يازدهم، خراساني هستند.

وزارت کشور

در اين ميان، «عبدالرضا رحماني فضلي» که به عنوان وزير پيشنهادي براي تصدي وزارت کشور معرفي شده است، خراساني است. "عبدالرضا رحماني فضلي" متولد ۱۳۳۸ در شيروان و داراي دکتراي جغرافيا گرايش برنامه ريزي و کارشناس ارشد جغرافياي سياسي از دانشگاه تربيت مدرس است.

وزارت آموزش و پرورش

محمد علي نجفي نيز که به عنوان وزير پيشنهادي آموزش و پرورش از سوي رئيس دولت يازدهم به خانه ملت معرفي شده است، خراساني است.محمد علي نجفي که گفته مي شود متولد کلات است، در موسسه فناوري ماساچوست (M.I.T) آمريکا دوره کارشناسي ارشد را طي کرد، اما به دليل فعاليت هاي مربوط به پشتيباني از حرکت انقلاب اسلامي در ايران، دوره دکتراي خود را ناتمام گذاشته و به ايران بازگشت.

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي

ديگر خراساني در ميان وزراي پيشنهادي دکتر روحاني به مجلس، دکتر «سيد حسن قاضي زاده هاشمي» به عنوان وزير پيشنهادي بهداشت، درمان و آموزش پزشکي است. سيد حسن قاضي زاده هاشمي متولد 1338 در فريمان، متخصص چشم پزشکي و فوق تخصص جراحي قرنيه و فارغ التحصيل دانشگاه علوم پزشکي مشهد و استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران است.

حضور احتمالي يک خراساني ديگر در هيئت دولت

اين گزارش مي افزايد: در حالي که رئيس جمهور تاکنون فقط چند تن از معاونان و مسئولان بخش هاي مختلف را منصوب کرده، اخبار غيررسمي حکايت از انتصاب حجت الاسلام علي عسکري نماينده مردم مشهد و کلات در مجلس هفتم به عنوان معاون پارلماني دکتر روحاني دارد که در صورت انتصاب رسمي وي به اين سمت، وي چهارمين خراساني عضو کابينه دولت يازدهم خواهد بود. عسکري در زمان تبليغات انتخابات، مسئول ستادهاي انتخاباتي دکتر روحاني در استان هاي خراسان بود.

منبع:روزنامه خراسان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

اجراي طرح هاي مختلف در طرقبه-شانديزبايدطبق ضوابط باشد

معاون هماهنگي امور عمراني استاندار خراسان رضوي گفت :

 واگذاري اراضي دولتي و منابع طبيعي براي اجراي طرح هاي کشاورزي و غيره در منطقه طرقبه -شانديزبا توجه به بعد گردشگري آن و بايد بر اساس ضوابط و محدوديت هاي موجود منطقه انجام شود.

محمد حسن واحدي در جلسه کارگروه تخصصي امور زيربنايي و شهرسازي استان با اشاره به انجام طرح هاي ناحيه اي و تصويب آنها گفت : در استان سه ناحيه تعريف شده که بر اين مبنا طرح هاي ناحيه اي آنها تهيه و مصوب شده و فقط سبزوار هنوز ابلاغ نشده است.

 وي اظهار داشت : بر اساس طرح هاي ناحيه اي و کارشناسي مشخص مي شود در چه پهنه هايي مجاز به فعاليت آن هم از نوع مشخص هستيم و درچه پهنه هايي برخي فعاليت ها محدود است و درچه محدوده هايي انجام فعاليت ها مشروط است . وي افزود: منطقه طرقبه - شانديز بر اساس طرح هاي ناحيه اي که تهيه شده نقش غالب آن گردشگري است که عموما گردشگري طبيعي مي باشد و از مناطق شاخص با اين ويژگي ها در شرق کشور است.

 وي با تاکيد بر حفظ ويژگي هاي طبيعي آن گفت : انجام ساير فعاليت ها چون کشاورزي و صنعتي در اين منطقه با بعد گردشگري آن منافات ندارد اما بر اساس طرح ، صنايع دستي و کوچک و کشاورزي و دامپروري هم در شکل سنتي و روستايي آن تعريف شده است.

وي در اين جلسه که مختص به بررسي امکان اجراي 10 طرح اقتصادي شامل کشاورزي و صنعتي در منطقه طرقبه - شانديز بود ، گفت : نمي توان سليقه اي عمل کرد و طرح ناحيه اي و ساير طرح هاي بالادستي را ناديده گرفت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 

اعتدال در اسلام

 اعتدال و میانه روی، همان گونه که از نامش پیداست، به معنای پیمودن و گزینش راه میانه و وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط می باشد . این واژه در منابع اسلامی، با الفاظی مانند «قصد» ، (1) «اقتصاد» ، (2) «وسط » ، (3) استعمال شده است . با پژوهشی ژرف و عمیق می توان دریافت، همان گونه که اصل توحید در تار و پود احکام و مقررات اسلام و آیات و روایات و سیره ائمه ( علیهم السلام) پیچیده شده، اصل اعتدال نیز در تشریع احکام لحاظ گردیده است . قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط می نامد و می فرماید: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» ; (4) و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بر شما گواه باشد .

معنای آیه بالا این است که در آیین اسلام، هیچ گونه افراط و تفریط وجود ندارد و مسلمانان برخلاف سایر فرقه ها، از مقرراتی پیروی می کنند که قانونگذار آن، به تمام نیازهای فطری بشر آگاه بوده و همه جهات زندگی جسمی و روحی او را در نظر گرفته است .

اصل اعتدال، که در قرآن کریم به آن عنایت فراوانی شده است، در زندگی پر برکت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی ( علیهم السلام) و در کلیه اعمال و رفتارشان به روشنی دیده می شود . آنان هرگز در هیچ امری از اعتدال و میانه روی خارج نشدند . سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در همه وجوه، سیره ای معتدل بود . همان طوری که حضرت علی ( علیه السلام) در مورد آن حضرت فرموده است: «سیرته القصد» ; (5) رسول خدا، سیره و رفتارش میانه و معتدل بود .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در رفتار فردی، در خانواده و اجتماع، در اداره امور و سیاست، در رویارویی با دشمنان و حتی در میدان نبرد، اعتدال را پاس می داشت و از افراط و تفریط در هر کاری پرهیز می کرد و تاکید فراوان داشت که امتش از او پیروی کنند و در زندگی میانه روی پیشه سازند . از این رو، می فرمود: «یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد» ; (6) ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی .

متاسفانه، بیشتر افراد و بسیاری از جوامع، در حیات خود فاقد این اصل بوده و هستند . از این رو، یا به دامن افراط افتاده، و یا در تفریط غلتیده اند و از مسیر صحیح و طریق کمال و هدایت خارج شده اند . ریشه بسیاری از انحرافات فردی و اجتماعی را می توان در عدم رعایت اصل اعتدال جست .

اصولا شان عقل، اعتدال است و شان جهل، عدم اعتدال، یعنی انسان عاقل انسانی متعادل است و انسان جاهل غیر متعادل . علی ( علیه السلام) درباره انسان جاهل همین شان را بیان می فرماید: «لاتری الجاهل الا مفرطا او مفرطا» ; جاهل را نمی بینی، مگر این که یا افراط می کند و یا تفریط . (7)

قلمرو اعتدال و میانه روی در اسلام

اعتدال و میانه روی از دیدگاه اسلام، قلمرو وسیعی دارد و در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر اسلامی مطرح می گردد و ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، عقیدتی را از جزئی ترین تا مهم ترین موضوعات در برمی گیرد . ابعاد گوناگون «میانه روی » در اسلام که به صورت اشاره بیان می شود، عبارت است از:

1 . اعتدال در امور فردی

اسلام اعتدال را در زمینه امور فردی و شخصی، اعم از عبادت، گفتار، رفتار و ... منظور داشته و بر آن تاکید می ورزد که امور ذیل به عنوان نمونه ذکر می شود:

الف) اعتدال در عبادت: با این که عبادت از شریف ترین مقولات محسوب می شود، اسلام اعتدال و میانه روی در آن را امری مهم منظور داشته است . رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفیق و لاتکرهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت الذی لا سفرا قطع و لاظهرا ابقی » ; (8) این دین محکم و متین است; پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده ای باشید که نه مسافت پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است (به سبب زیادی سرعت، مرکبش در میان راه از رفتن بازمانده و خودش هم به مقصد نرسیده است) .

آنان که اندازه نمی شناسند و در هر امری زیاده روی یا کوتاهی می کنند، به مقصد نمی رسند . دینداری نیز اعتدال می طلبد و برای سیردادن آدمیان به مقاصدی که دین مشخص کرده است، باید ملاحظه استعداد و مرتبه وجودی آنان را نمود و تدرج را در تربیت رعایت کرد .

بسیاری از والدین و مربیان، این اصل (اعتدال در عبادت) را رعایت نمی کنند و نه تنها از تلاش خود نتیجه ای نمی گیرند، بلکه گاهی رفتارشان سبب واکنش و نتایج منفی می شود . در آموزش تعالیم اسلامی به فرزندان، شرط اساسی رعایت اعتدال و ملایمت است; زیرا زیاده روی در عبادات و تحمیل آن بر دیگران، رویگردانی آنان را از عبادت و دین، در پی خواهد داشت .

این گونه افراطها، هم برای افراط کننده و هم برای کسانی که ناظر این گونه روش ها هستند، زیان آور است . برای افراط کننده مضر است، زیرا روش افراطی قابل دوام نیست و دیر یا زود خسته می شود و از زیر بار وظایف اصلی هم شانه خالی می کند . برای ناظران زیان بخش است، زیرا آن ها را از گرایش به مذهب و پذیرش تکالیف دینی باز می دارد و آن ها گمان می کنند که اگر کسی بخواهد بنده خدا باشد و به وظایف دینی قیام کند، باید از زندگی خود دست بکشد و خود را از هر نوع کار و لذت و آسایش محروم سازد تا بتواند مسلمان باشد و وظیفه شناس . ولی اگر مردم ببینند که مسلمانان، هم به امور زندگی خود می رسند و هم به عبادت و وظایف دینی، بدون تردید به سوی مذهب گرایش پیدا می کنند و به سعادت و نیک بختی دنیا و آخرت نائل می شوند .

ناگفته روشن است که تندروی در عبادت، کسانی را شامل می شود که غیر از انجام عبادات واجب، آن قدر به عبادات استحبابی می پردازند که زندگی آنان فلج می شود و از کار و زندگی و سایر وظایف باز می مانند و این طبقه در جامعه معاصر کمتر دیده می شوند و متاسفانه اکثریت مردم (خصوصا اقشار جوان با سرگرمی هاو حربه هایی که استعمار گران تدارک دیده اند)، در امر عبادات، گرفتار واماندگی هستند که حتی به انجام عبادات واجب نیز توجه نمی کنند .

ب) اعتدال در راه رفتن: با این که به حسب ظاهر، راه رفتن، مساله جزئی و پیش افتاده ای است، اما قرآن اعتدال را در همین مورد، مورد توجه قرار داده و می فرماید: «و اقصد فی مشیک » ; (9) در راه رفتن میانه رو باش .

در جای دیگر اولین نشانه عباد الرحمن (بندگان خاص الهی) را تواضع در راه رفتن می داند و می فرماید: «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا» ; (10) بندگان شایسته خدا کسانی هستند که روی زمین با تواضع راه می روند .

ج) اعتدال در سخن گفتن: سخن و بیان از نعمت های بزرگ الهی و مهم ترین عامل نقل و انتقال مکنونات ضمیر آدمی است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از موجودات دیگر قرار داده است، و می فرماید: «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان » ; (11) خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود . انسان را آفرید و به او بیان را آموخت .

با این حال، اگر حرف زدن از حد اعتدال خارج شد و به پرگویی مبدل گشت، به جای نعمت، نقمت خواهد شد . از این رو، دانشمندان علم اخلاق در غیر موارد ضروری، سکوت را اولی از کلام می دانند . حضرت علی ( علیه السلام) می فرماید: «الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل » ; (12) سخن گفتن مانند داروست; کم آن نفع می رساند و زیاده روی در آن کشنده و مهلک است . باز آن حضرت در جای دیگر می فرماید: «من کثر کلامه کثر خطاؤه » ; (13) کسی که بسیار سخن می گوید، خطا و اشتباهش بسیار خواهد بود .

کم گوی و گزیده گوی چون در

کز اندک تو جهان شود پر (14)

بنابراین، سخن باید عاقلانه، حکیمانه، سنجیده و دور از افراط و تفریط باشد تا انسان در گرداب زیان های اخلاقی و اجتماعی گفتار فرو نیفتد .

د) تعادل در خوراک: مساله خوردن و آشامیدن نیز از مسائلی است که بسیاری از مردم درباره آن دو، گرفتار افراط و تفریط می شوند، و البته بیشتر در جانب افراط .

تردیدی نیست که انسان، برای زنده ماندن، احتیاج به غذا دارد و باید به سلول های بدن، غذا برسد تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند . ولی مطلب مهم این است که مقدار غذای مورد احتیاج یک انسان چقدر است و آیا زیاده روی در غذا به سود او است یا به زیان او؟

امام رضا ( علیه السلام) می فرمایند: بدان که بدن انسان همانند زمین پاکیزه ای است که برای آباد کردن آن، اگر اعتدال در آن رعایت شود و آب به مقدار لازم به آن داده شود، نه آن اندازه که زمین زیر آب غرق شود و نه آن اندازه کم که تشنه بماند، چنان زمین، آباد می شود و محصول فراوانی می دهد . ولی اگر از رسیدگی صحیح غفلت شود، آن زمین فاسد و تباه می گردد . بدن انسان نیز چنین است . با توجه و مراقبت در خوردنی ها و نوشیدنی ها، بدن سلامت و صحت می یابد و نعمت و عافیت را به دست می آورد . (15)

در زمان هارون الرشید، خلیفه عباسی، یک پزشک نامدار مسیحی در بغداد زندگی می کرد که او را بختیشوع می نامیدند . روزی این پزشک از دانشمند معاصر خود، به نام واقدی، پرسید: آیا در قرآن شما، درباره طب هم چیزی هست؟ واقدی گفت: آری، یک جمله کوتاه «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا» (16) که خداوند در این آیه به مسلمانان دستور می دهد: از خوردنی ها و آشامیدنی ها استفاده کنند، ولی در خوردن و نوشیدن زیاده روی و اسراف ننمایند .

پزشک مسیحی پرسید: آیا پیامبر شما درباره طب چیزی گفته است؟

واقدی گفت: آری، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء» ; (17) معده جایگاه و خانه تمام دردها و امساک و خوردن، سرآمد همه درمان هاست . پزشک مسیحی گفت: قرآن و پیامبر اسلام، چیزی برای جالینوس در طب باقی نگذاشته اند و اساسی ترین پیشگیری و درمان بیماری ها را با کوتاه ترین عبارات بیان نموده اند . (18)

سعدی فرمود:

نه چندان بخور کز دهانت درآید

نه چندان که از ضعف جانت برآید

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

 

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

 

ام" ایها الذین امنوا کتب علیکم الصی

.... سپاس خدايی را سزاست كه ماه خود، رمضان را، ماه صيام و روزه و ماه اسلام و ماه تزكيه و ماه تصفيه و پاک كردن (از گناهان)، و ماه قيام و ايستادن (برای نماز در شب‌ها يا به پا خاستن در احيای اسلام و جهاد در راه خدا) را يكی از آن راه‌های احسان قرار داد، آنچنان ماه ای كه قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالی كه برای مردم راهنمای از گمراهی و نشانه‏های آشكار رهبری و جدا كننده ميان حق و باطل است.

 

 ***                                          ***                                         *** 

 

حضور خیل عظیم نمازگزاران تهران

نماز پرشکوه عید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه شد

 نماز پرشکوه عید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه شد



 


 

 

به گزارش خبرنگارما ورودی‌های دانشگاه تهران بعد از نماز صبح برای حضور نمازگزاران عید باز شده و خیل عظیم جمعیت از خیابان های مختلف منتهی به دانشگاه وارد محل اقامه نماز شدند.
 
برنامه رسمی نماز عید فطر از ساعت 7:30 شروع شده و بعد از تلاوت قرآن و ادعیه، نماز پرشکوه عید فطر به امامت ولی امر مسلمین جهان اقامه شد.
 
این گزارش می‌افزاید، با پر شدن فضای داخلی دانشگاه، نمازگزاران در خیابان های اطراف مستقر شدند.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ساعت 8:25 وارد محل اقامه نماز شده و بلافاصله نماز عید فطر را اقامه فرمودند.
 
حجت الاسلام حسن روحانی رییس جمهور، آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه، علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان، آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان، محمود احمدی‌نژاد رییس جمهور سابق، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه، سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش به همراه دیگر فرماندهان نیروهای مسلح، وزرا، نمایندگان مجلس و دیگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی در مراسم اقامه نماز عید به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور دارند.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور حکمی آقای دکتر محمود احمدی نژاد را به عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند.

متن حکم رهبر معظم انقلاب به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد دامت تأییداته

با توجه به تلاش با ارزش هشت ساله جنابعالی در مسئولیت خطیر ریاست جمهوری اسلامی ایران و تجارب فراوانی که در این مورد اندوخته اید، شما را به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب می نمایم.

توفیقات جنابعالی را از خداوند متعال خواستارم.

سیّدعلی خامنه ای

13 مرداد ماه 1392
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 


روزنامه «خراسان» ۶۵ساله شد




نخستین شمارهٔ روزنامه خراسان در ۱ تیر ۱۳۲۸ و به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی محمدصادق تهرانیان در چهار صفحه و در قطع کوچک منتشر شد. شعار رسمی روزنامه در آن زمان این بود:

برادر جان خراسان است اینجا
سخن گفتن نه آسان است اینجا

پیش از این تاریخ، دو روزنامهٔ دیگر نیز با عنوان مشابه خراسان چاپ می‌شدندکه مدت انتشار آن‌ها

چندان طولانی نبود

مراسم جشن ۶۵سالگي انتشار «روزنامه خراسان» و همچنين جشن تولد روزنامه «خراسان رضوي» روز گذشته با حضور مديرمسئول، خبرنگاران و ديگر دست اندرکاران روزنامه  وریاست مجلس دکترلاریجانی در تحريريه خراسان برگزار شد.

کورش شجاعي مديرمسئول روزنامه خراسان در اين مراسم در سخناني بسيار کوتاه از کليه پرسنل موسسه فرهنگي- هنري خراسان تشکر کرد و گفت: در موفقيت روزنامه همه پرسنل نقش دارند و من از همه همکاران چه آنهايي که اکنون شاغل اند و حتي تا پاسي از شب در روزنامه مشغول به فعاليت هستند و چه آن هايي که سال هاست بازنشسته شده‌اند، تشکر مي کنم. وي سپس با تبريک تولد روزنامه خراسان رضوي از دست اندرکاران اين روزنامه خواست تا کيک جشن تولد روزنامه خراسان و خراسان رضوي را برش بزنند.

در اين مراسم غلامرضا بني اسدي معاون سردبير روزنامه خراسان رضوي نيز با اشاره به گذشت حدود ۸سال از انتشار اولين شماره ويژه نامه خراسان رضوي گرفتن مجوز روزنامه براي اين ويژه نامه را به تمامي خبرنگاران اين روزنامه تبريک گفت و از همه افرادي که در تمام اين سال ها در اين روزنامه زحمت کشيده اند قدرداني کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

قلمها بـ تپش افتادند تا حقیقت آینه های بی غبار را برای فردا و فرداها بگویند
 
 
 
 
 
 

 برادران شهید! به یاد خدا باشید. و در راه او قدم بردارید.شهید اسماعیل كاظمى

********************

...و تقوا راپیشه كنید كه خدا را خشنود سازید. شهید محمود قاینى

********************

اگر اعمالتان خوب باشد، عاقبت شما هم خوب خواهد شد. پس به یاد خدا باشید.  شهید عباسعلى آورجه

********************

 بیشتر به فكر خدا باشید كه یاد خدا، تسكین دهنده ى دردهاست. شهید حسن نصرآبادى

********************

مادران و خواهران، باید پیام رسان خون شهیدان باشند. شهید فرامرز حسینى    

  

************************

 

 اى خواهران عزیز! همچون زینب(ع) راه برادر خویش را ادامه دهید. شهید ابوالفضل نعمتى       

 

************************

 

اگر فرزندم پسر شد، نامش را ابراهیم بگذارید تا ابراهیم ‏وار راه مرا ادامه دهد، لباس‏هاى رزم بپوشد و راه من را ادامه دهد. شهید رمضان عبدالعلى زاده

      

 

این جنگ را تازمانی به پیش ببرید تا تمام پایهای ظلم و فساد از بین برود و پرچم توحید را درسراسر گیتی به اهتزاز درآورید و راه شهیدان را ادامه دهید که مبادا خون شهیدان پایمال شود. شهید حسین یادخواه

 

************************

پس شما افتخار کنید که همچنان فرزند درراه خدا می رود و به برادرانم بگوئید که راه خداوند را ادامه بدهند و امام عزیزمان را تنها نگذارند و راهش را پیش کنند. شهید حسن محمدزاده

 

************************

پس اگر شما پدر مرا روانۀ کربلا کردید تا درراه اسلام و خدا جان خود را فدا کنم پس دیگر ناراحتی ندارد، دیگر بی تابی ندارد، چه افتخاری بالاتر از اینکه کسی فرزندش را فدای اسلام حسین(ع) کرده باشد. شما باید تداوم بخش راه خون شهیدان باشید و با رفتار خوب جامعه را بسازید و استمراردهندۀ خدا باشید و ولایت فقیه که همان خداوند است باشید. شهید حسین محمدزاده

برادران! راه شهدا و هدف آنان را هیچ گاه از یاد نبرید، كه راه و هدف اینان همان راه و هدف حسین و اولیاى خداست. شهید حسن پارسا

************************

راه************************

 برادرانم! پرچم به خون ایستاده مرا در برگیرید و به پیش بتازید كه نعره آسمان و نعره شیر در هم آمیخته و شما در معركه مى‏تازید، چون وعده‏ ى خدا نزدیك است. شهید احمد برنده 

************************

برادرانم! راه مرا ادامه دهید. شهید عبدالحسین توكلى      

************************

مادران و خواهران عزیز، شما باید پیام رسان خون شهیدان باشید. شهید فرامرز حسینى  

************************

شهدا انتظار آن را دارند كه راه آنان را ادامه دهید. شهید عباس حسین یاقوتى 

************************

دوستان و همكلاسان  عزیز، من راهى را رفتم كه حسین(ع) رفت. جان دادم كه تا جانان بماند. از شما مى‏خواهم كه راه مرا ادامه دهید و نگذارید كه تفنگم بر زمین بماند. شهید محمدحسین حقانى ولى پور       

************************

مردم شهید پرور ایران! از شما خواهانم كه همان طور كه سلاح رزمندگان كه در جبهه‏ ها شهید شده ‏اند به زمین نیفتاده، نگذارید كه به زمین بیفتد. شهید محمدرضا صالحى      

************************

 برادران و خواهرانم، شما امید آینده ‏ى انقلاب اسلامى هستید وارثان خون حسین (ع) و خون شهیدان. و راه شهیدان را ادامه دهید، همچنان كه تا حالا ادامه دادید. شهید فرهاد حسن زاده     

************************

************************

 دیگر برادرانم را همچون من تربیت كنى تا راه برادرشان را ادامه دهد و نگذارند كه سنگر برادرشان خالى باشد و اسلحه به زمین افتاده برادرانشان را به دوش كشند و راه شهیدان را ادامه دهند. شهید على احمدزاده      

 

************************

 دوستانى داشته ‏اید كه یا شهید و یا اسیر و یا معلول شده ‏اند، چشمشان به شما است كه چگونه راه آن‏ها ادامه خواهید داد. آیا آن‏ها را فراموش كرده ‏اید؟ شهید نوراله احمدیان   

    

************************

 آرى اى امت قهرمان و شهیدپرور، همان طورى كه امام عظیم ‏الشأن فرموده است تا مستكبر است مستضعف باید خون بدهد. اینك بر هر فرد مسلمان واجب است كه این راه گلگون كفنان و به خاك خفتگان ابدیت كه خود راهشان را انتخاب كرده ‏اند ادامه داده. شهید نبى ایوبى راد

 

  منبع:http://www.navideshahed.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  | 

آیا تا به‌ حال حسرت دوستانی را خورده‌اید که با وجود خوردن زیاد کیک و شکلات و تحرک کم باز هم لاغر هستند؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است باید بدانید که راز لاغر ماندن این افراد، سوخت و ساز مناسب مواد غذایی در بدن‌شان است.
سوخت و ساز به بیان ساده به معنی مقدار غذایی است که پس از خوردن در بدن می‌سوزد و انرژی آزاد می‌کند.
 
به گزارش تورنتونیوز، در این مقاله چند روش متفاوت و جالب و البته آسان برای افزایش سطح متابولیسم و تسریع سوخت و ساز مواد غذایی در بدن ارائه شده که عبارتند از:
 
- آناناس بخورید. این میوه حاوی نوعی ترکیب آنزیمی است که مستقیما روی دستگاه هاضمه تاثیر می‌گذارد و به جذب ریزمغذی‌ها کمک می‌کند. این ترکیب موسوم به «بروملاین» اغلب برای درمان اختلالات معده‌ای و روده‌ای تجویز می‌شود. بروملاین موجود در آناناس به سلول‌های غده لوزالمعده کمک می‌کند که مواد غذایی را تجزیه کنند و این امر به تسریع سوخت و ساز غذاها در بدن کمک می‌کند.
 
- ادویه مصرف کنید. غذاهای تند، فلفلی نیز سرعت سوخت و ساز مواد غذایی در بدن را افزایش می‌دهند. مطالعات نشان می‌دهد ماده‌ای موسوم به «کاپسایسین» که در اثر مصرف غذاهای ادویه‌دار و تند در بدن تولید می‌شود، لایه‌های چربی را اکسیده می‌کند. غذاهای ادویه‌دار ضربان قلب را بالا برده و انرژی بدن را افزایش می‌دهند و در عین حال باعث هضم مواد غذایی می‌شوند که نتیجه آن سوختن کالری بیشتر است.
 
- چای سبز بنوشید. آزمایشات نشان می‌دهد ترکیباتی موسوم به کاتچین‌ها که در چای سبز یافت می‌شوند می‌توانند متابولیسم و سوخت و ساز بدن را تقویت کرده و در نتیجه شاخص توده بدنی را که شاخص نشان‌ دهنده چاقی و اضافه وزن است، کاهش دهد. چای سبز هم‌چنین به کاهش سطح کلسترول بد کمک می‌کند.
 
- دوش آب سرد بگیرید. شاید بسیاری از شما تاکنون از تاثیر دوش گرفتن با آب سرد برای کاهش وزن اطلاع نداشته‌اید. پس خوب است بدانید که با گرفتن دوش آب سرد می‌توانید به راحتی چندین کلیو وزن خود را کاهش دهید. وقتی آب سرد روی بدنتان می‌ریزد، شروع به لرزیدن می‌کنید و عضلات شما منقبض می‌شود که حاصل این تغییرات فیزیکی افزایش سوخت و ساز بدن است. از آنجا که زیر دوش آب سرد بدن تلاش می‌کند تا دمای طبیعی خود را تنظیم کنید و گرم بماند، سیستم دفاعی فعال می‌شود و در واکنش تعداد بیشتری گلبول سفید رها می‌کند. این تکنیک در عین حال روی سیستم لنفاوی نیز تاثیر می‌گذارد و مایع لنفاوی را در سراسر بدن به جریان وا می‌دارد. بعلاوه گرفتن دوش آب سرد برای بهبود گردش خون نیز موثر است.
 
- متخصصان می‌گویند 100 بار خندیدن از ته قلب به اندازه 10 دقیقه ورزش «پارو زدن ثابت» و یا 15 «دقیقه دوچرخه سواری ثابت» انرژی بدن را مصرف می‌کند. خندیدن موجب کاهش هورمون‌های استرس می‌شود و در نتیجه به سوخت و ساز بهتر مواد غذایی در بدن کمک می‌کند. همچنین خنده تاثیر شگفت‌انگیزی در تقویت سیستم دفاعی بدن دارد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاندیزی  |